ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
اسفند علاوه براینکه زود میگذره پر خرج هم هست کلی هزینه هست که همش میخوره به اسفند.میوه و آجیل و غیره هم که بماند.
توی همه این گرفتاری ها و بدو بدوها شرکت همسر تقریبا به اخرش رسیده و قراره از شریکش جدا بشه.شرکتی که از صفر و بلکه از زیرصفر شروع کرد مکان نداشت با ادرس خونه هامون شروع کردیم بعد پردیس دفتر گرفت و کم کم شد دو واحد توی تهران با حدود ۱۵ تا کارمند اما حالا به بن بست رسیده نه از نظر مالی بلکه از نظر ساختاری.
واقعا حیفم میاد و میدونم چیا رو تحمل کردیم تا اینجا رسیدیم .تقریبا ۹۰ درصد عیدهای گذشته در ماموریت کاری بودیم یا با هم یا همسر تنها.حتی عید پارسال هم که پستش هست همسر ۲۶ رفت ۹ فروردین برگشت.البته که برای بعدش برنامه داریم اما بچه ای که به اسم شرکت بزرگ کردیم داره نابود میشه و این دردناکه.
نمیخوام گله و شکایت کنم اخر سالی،امیدوارم همه توی راه درست قدم برداریم.
خبر دیگه اینکه انگشتر این پستhttps://parvazeyekfereshte.blogsky.com/1403/08/27/post-501/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa گم شد از دستم توی خیابون افتاده و نفهمیدم .رفتم دوباره یک رینگ ساده خریدم اما هر وقت میبینمش یادم میاد انگشترم رو گم کردم