parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

خاطرات

درست سالی بود که کنکور دادم.مراسم عروسی پسرخاله(برادرشوهر فعلی)  بود ماهم رفته بودیم کرمان.

همونجا همسر بهم این انگشتر رو داد.یواشکی و دور از چشم خانواده



بعدها بهم گفت که ۸ هزار تومن اون انگشتر رو خریده و اون پول تمام سرمایه ای  بوده که اون زمان جمع کرده و جالب اینکه با یکی از دوستان دانشگاهیش رفته و خریده و اون شخص کیست؟ همونی که تابستون رفتیم هلند خونشون.

دیروز بهش میگم قبول نیست چرا زانو نزدی بهم بدی و رسما ازم درخواست ازدواج کنی

مجبور شد این کار رو بعد از گذشتن  ۱۹ سال از زندگی مشترک  انجام بده خخخخ

پاییز دوست داشتنی

بالاخره تهران رنگ پاییز گرفت گرچه هوا هنوز اونقدر که باید سرد نشده


این هم نمای بیرون از پنجره محل کار



دیشب سریال from  شروع کردیم .اگر اهل فیلم های ترسناک نیستید نبینید ولی برای ما خیلی جالب و چالشی بود.

رمان ربه کا رو هم شروع کردم به خوندن .تا اینجا که جذاب بوده.

پ.ن :چرا انقدر حال این کشور بده ؟ چرا همه دارن میکشن یا کشته میشن یا خودکشی میکنن؟ تحصیل کرده هامون چرا اینطوری شدن؟ وکلا که حداقل در فقر زندگی نمیکنن اونا که قانون رو بلدن مجازات رو میدونن چرا؟؟؟؟

ترشیجات

به وقت درست کردن ترشیجات



اگر گذرتون به همدان افتاد سیر و موسیر بخرید که عالین

و اگر از ساوه و ایلام گذر کردید انارش رو از دست ندین .بی نظیرن

کرمانشاه

از دوشنبه اومدیم کرمانشاه

شهر خوبیه به نظرم .این دفعه دوم هست که اومدیم و باز هم کاری

دفعه پیش دنده کباب رو امتحان کردیم که خیلی خوب بود و این دفعه هم خورشت خلال کرمانشاه که خوب بود ولی من قیمه نثار قزوین رو بیشتر دوست داشتم.


یک رستوران زیبا هم رفتیم به اسم آریو که سنتی بود .متاسفانه عکسی ازش نگرفتم که مخصوص  وب باشه

طاق بستان و بیستون رو هم قبلا رفته بودیم دیگه نرفتیم

دلگرمی

توی ماشین بهش میگم من ماشینی دوست دارم که جای لیوان و وسایل جلوی داشبورد زیاد داشته باشه.

میگه برات میخرم

میدونم که نه قصد خرید ماشین جدیدی داریم نه پولش.ولی اینکه میگه میخرم برام ارزشمند بود و لبخند به لبم آورد.