| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
برای اولین بار از همه جا بلاکش کردم.بالای ۷ بار زنگ زده بود نه برای منت کشی ،کار داشت.اخرش به خواهرم زنگ زده بود گفته بود بگو بهم زنگ بزنه
بی نظیر بود از خط به خطش لذت بردم.
باورتون میشه وقتی شکایتی پر کردم برای تامین اجتماعی اون هم به صورت اینترنتی ،از پشتیبانی تامین اجتماعی زنگ بزنن کلی عذر خواهی کنن و مشکل رو دو روزه برطرف کنن؟
هنوز تو شوک هستم اونم از اداره ای که حضوری جوابت رو نمیدن
این هفته مهمون داریم جمعه با جناب الف رفتیم یکسری خرید کردیم.یکسری هم قرار شد شنبه یک ساعتی مرخصی بگیریم و انجامش بدیم.
ساعت ۳ و نیم تره بار محلمون قرار گذاشتیم ساعت ۳ پیام دادم حرکت کردم ،ساعت ۳ و ربع دیدم جواب نداده و منم در مسیر بود زنگ زدم میگه من کاری برام پیش اومده دیرتر بریم گفتم من ۵ کلاس دارم گفت باشه خودم میرم.
رفتم خونه دیدم خریدها زیاده هنوز هم ماشین نداریم(پلاک نداره)
گفتم برم خودم بخشیش رو بخرم باقیش با همسر.

اومد خونه و خریدها رو انجام داد اما....
نارنگی در بزرگترین حالت ممکن و به تعداد ۱۰ تا(ما یک هفته ۴ نفر مهمون داریم)

بیشتر از ۱۰ ساله که ما روغن کارخونه ای نخریدیم و منظورم از روغن از روغن گیریهای که مغازه انجام میده بود چیزی که خودش بارها دیده من از کجا و چه روغنی میخرم

و سس در کوچکترین سایز موجود،که دیشب با درست کردن سالاد الویه بخش اعظمش مصرف شد.
میگه من فکر کردم هلثی غذا میخوریم و سس زیادی مصرف نمیکنیم

به جرات و بدون اغراق میگم این شاید سومین یا چهارمین خرید تنهایی همسر در۲۰ سال زندگی مشترک بود.در بهترین حالت ما با هم خرید میکنیم.اگر فکر کردین ذره ای غر در کار بوده اشتباه کردین .فقط با خنده یکی دو تا ایراد ازش گرفتم و بس
توی یک پست چند وقت پیش عکس گل و گیاه مادرجان رو گذاشتم(هر کار میکنم نمیشه لینک داد)

حالا چند روز پیش مامان چند تا پاجوش از کنار گل دراوردن و حالا گل خوشگلمون اینطوری شده

همه برگها افتادن. داداش میگفت که ریشه ها زخمی شدن یکی میگفت کم اب دادین تا اینکه چت جی پی تی بدادمون رسید.
حدس میزنید علت چی بود؟

استرس گیاه مادر!!!!
اره دوستان استرس این بلا رو سرگل بیچاره میاره حالا فکر کنید با ما چه میکنه