صبح ساعت 4 و نیم بیدار شدیم وسایل رو جمع کردیم با مترو نیم ساعت تا ترمینال بود اما مترو ساعت یک ربع به شش باز میکرد و اگر درست پیش میرفتیم شش و ربع میرسیدیم و شش ونیم هم حرکت بود.خیلی ریسکی بود.ما 5 و ربع جلوی مترو بودیم اما بسته بود.استرس جا موندن داشتیم مخصوصا اینکه محیط ناشناخته هست و تا بخای جای اتوبوس رو پیدا کنیم ممکن بود دیر بشه.
در حال دو دوتا چهار تا بودیم که یک تاکسی جلومون نگه داشت و گفت تاکسی.رفتم باهاش صحبت کردم جایی که میرفتیم رو روی نقشه نشون دادم گفت بیرون شهره و 40 یورو میگیره.با 35 تا اوکی شد و سوار شدیم.20 دقیقه بعد ترمینال بودیم.
منتظر شدیم خبری از اتوبوس نشد.حدود یک ربع به هفت تازه اتوبوس پیداش شد.یعنی اگر با مترو میومدیم راحت میرسیدیم.
با نیم ساعت تاخیر 7 حرکت کرد.بعد از نیم ساعت یک جا نگه داشت برای صبحانه.فروشگاه بسیار قشنگی بود دو تا بسته شیک پاستا خریدیم دوباره سوار شدیم و حرکت کرد.
مسیر بینهایت سرسبز رویایی و زیبا بود دقیقا شبیه کارتون های بچگی.شبیه دهکده هایدی
گوشی از دست من و همسر نمیوفتاد بس که مناظر دیدنی بود.رویایی بود اصلا. اینقدر مناظر زیبا بود که باعث شد اولین پست اینستاگرامم بشه مناظر زیبای سوییس
از مرز که رد شدیم پیامکی برای من و همسر اومد که ایتالیایی بود اما فهمیدیم اینترنتمون کار نمیکنه و در واقع اون سیم کارت توی سوییس جواب نمیداد.
یکم استرس داشتیم چجوری هتل رو که توی یک دهکده به فاصله 10 کیلومتری سوییس هست رو پیدا کنیم .سریع سیم کارت ایران رو روشن کردم و به خواهر گفتم که ایمیل بزنه که چرا سیم کارت کار نمیکنه .اخه این سیم کارت کل اروپا انتن داره و 10 یورو شارژ میکنی یک ماه اینترنت و مکالمه نامحدود داره.
بعد از چند دقیقه خواهر زنگ زد که سوییس جز شینگن هست ولی جز اتحادیه اروپا نیست به همین دلیل سیم کارت جواب نمیده.اتوبوس رسید به مقصد پیاده شدیم نمیدونستیم چیکار باید کنیم یک نفر اونجا بود ازش پرسیدیم گفت سیم کارت sunrise بخرید از مغازه هایی با همین نام. اینترنت نداشتیم که سرچ کنیم از روی نقشه فهمیدیم که راه اهن زوریخ هم همینجاست حدس زدیم احتمالا اونجا اینترنت داره و حتما این مغازه هم هست.رفتیم داخل ایستگاه راه آهن.
هوا هم عالی وبهاری بود. بعد از گرمای طولانی حالا این هوا مثل بهشت بود.
همسر یک جا با چمدون ها منتظر شد و منم رفتم دنبال خرید سیم کارت .ناگهان یک توریست اینفورمیشن دیدم رفتم داخل بهش گفتم ما سیم کارتمون کار نمیکنه و سیم کارت سان رایز میخایم از کجا بخریم. با خوشروترین حالت ممکن و با لبخندی که لحظه ای محو نمیشد .توضیح داد که این سیم کارتی که میخای گرونه خودمون یک سیم کارتی داریم که بسته به تعداد روزهایی که میمونید شارژ میشه سیم کارت مجازی هست و من برای یک روز با 4 فرانک سیم کارتی فعال کردم.راستی واحد پولش هم کلا فرق میکرد و فرانک بود که کمی از یورو بالاتر بود.
از روی نقشه کاغذی تمام جاهای دیدنی شهر رو برام مشخص کرد با توضیحات کامل و دراخر هم گفت امیدوارم بهتون خوش بگذره.راستی موقع درخواست سیم کارت کشور محل اقامت رو میخواست که خوب طبق معمول ایران جزوشون نبود که خود اون دختر ادرس خودش رو زد
از این همه کمک با نهایت مهربونی ذوق زده شدم برگشتم پیش همسر هتل رو چک کردیم و راه افتادیم به سمتش.
یکم از شهر دور بود ولی تا خود هتل اتوبوس و قطار داشت.
هتل در یک دهکده رویایی بود چشممون از دیدن این همه سرسبزی به وجد اومده بود.خوشحال شدیم که هتل رو اینجا انتخاب کرده بودیم.
در هتل رو پیدا نمیکردیم که باز هم یک خانم مهربون سریع اومد بیرون و ما رو راهنمایی کرد داخل.
چمدون ها رو گذاشتیم یکم خوراکی برداشتیم و دوباره اومدیم داخل شهر.
شهر بی نهایت زیبا .اطراف رودخونه همه چیز بود شنا میکردن.آواز میخوندن .می رقصیدن. استراحت میکردن .کشتی سواری میکردن و خلاصه همه چیز بود.کلی هم رستوران بود. این بار همسر یکم حال نداشت.فکر کنید کاپشن پوشیده بود. اما هوا بهاری بود.
یکم دور زدیم لذت بردیم یکم هم میوه و لیمو ترش خریدم که با عسل بدم همسر و ساعت 12 برگشتیم هتل.
هتلمون هم بسیار عالی بود.زوریخ و کلا سوییس به نسبت ایتالیا و حتی آلمان خیلی کشوری گرونی هست.هزینه یک شب هتلمون معادل دو شب در آلمان بود.
صبح بیدار شدیم خیلی وقت نداشتیم یکم رفتیم اطراف دهکده لذت بردیم عکس گرفتیم چمدون ها رو برداشتیم و رفتیم راه آهن .از سوییس زیبا خداحافظی کردیم .تصمیم گرفتیم حتما یک دفعه دیگه بیایم و رفتیم به مقصد بعدی دوسلدورف آلمان.
اینجا قطارمون رو در یک مقصدی باید ظرف 10 دقیقه چینج میکردیم یکم ترس داشت با وسایل نشه که با توجه به اینکه توی مانیتور قطار سکوی قطار بعدی رو زد به راحتی انجام شد وقتی وارد مرز آلمان شدیم پلیس ها وارد قطار شدن و پاسپورت و ویزامون رو چک کردن .یکم چایی و شیرینی و میوه خوردیم و بعد از سه ساعت رسیدیم دوسلدورف.
مناظر زیبا همچنان ادامه داشتن.
عکس ها در پست بعدی
میلان
ظهر حرکت کردایم این بار هم باقطار به سمت میلان خیلی دور نبود و حدود ساعت 7 شب رسیدیم .خونه ای که گرفته بودیم خیلی با مترو فاصله نداشت بلافاصله با چک کردن مترو تونستیم مسیر رو پیدا کنیم بلیط 24 ساعته خریدیم که فرداش هم راحت باشیم و رفتیم خونه ای که شبی 35 یورو گرفته بودیم.
خونه خیلی قدیمی بود اما بازسازی شده بود طبقه سوم بود و اسانسور نداشت همسر بیچاره 3 طبقه دو بار دو تا چمدون رو اورد بالا و دیگه افتاد .نا نداشت.
شام هم برنج خودم درست کردم و باتن ماهی خوردیم و خوابیدیم.
فرداش رفتیم بیرون
میلان هوا بهتر بود .شب قبل هم راحت خوابیده بودیم و صبح راحت بیدار شدیم صبحانه خوردیم و رفتیم سمت رودخونه ای که داشت ما ایرانی ها عاشق رود و دریا و جنگلیم.یکم پیاده روی کردیم و مکان های تاریخیش رو پیدا کردم .کلیسای سانتاماریو و قلعه اسفورزا پارک سمپیون و میدان مرکانتی جاهایی بود که رفتیم خیلی شلوغ بودن بعضی موزه ها سولد اوت شده بود.ایرانی هم زیاد دیدیم حتی تور گروهی هم بود.
ظهر برگشتیم خونه برنج درست کردم با خورشت خوردیم.خسته بودیم یکم خوابیدیم و دوباره بعدازظهر رفتیم بیرون.بازارهای خوبی داشت اما من قصد خرید نداشتم فقط از کیکو میلان دوتا رژ لب و یک خط چشم گرفتم و چون خرید اولم بود بهم یک خط چشم مدادی هم هدیه دادن.
عینک هم قیمت کردیم که برند هایی مثل ریبن و پلیس از 200 یورو به بالا بود.
میلان به نسبت شهرهای دیگه ایتالیا گرون تر بود همه چیز مثلا آب معدنی که همه جا یک یورو بود میلان 2/5 بود و همین طور بقیه چیزا.
یک چیز جالبی که دیدیم یک پسر اروپایی روی دستش تتو کرده بود به فارسی "سارا دوستت دارم"
نشسته بودیم که دیدیم یک دختری از مردم عکس میگیره بلافاصله چاپ میکنه در یک کاغذ کاهی و به مردم میده رفتم جلو دیدیم توی یک برگه که حالت روزنامه داره چاپ میکنه ازش قیمت پرسیدم گفت هر چقدر خودتون دوست دارید بدید با همسر رفتیم سه تا عکس یهمون داد که جز قشنگترین عکس های سفرمون شد بهش حدود 6 یورو دادم یک قلک داشت که توی اون مینداختیم موقع پول دادن روش رو اون طرف میکرد که هر چقدر دوست داریم بدیم کار جالبی بود به نظرم
دو شب میلان بودیم و بعد از اون ساعت 6 و نیم صبح چهارشنبه بلیط اتوبوس داشتیم برای زوریخ در سوییس
یکشنبه ۱۴ مرداد بود که تصمیم داشتیم بریم ونیز شهر مارکوپولو
نزدیک ظهر بلیط گرفته بودیم تا کمی استراحت کنیم .یکم آب لیمو عسل درست کردم کمی هم نمک قرقره کردم. هیچ قرصی هم همرام نبرده بودم.
وسایل رو جمع کردیم و رفتیم ونیز .حومه شهر خونه گرفته بودیم شبی ۵۰ یورو .خونه عالی و تمیز بود.
وسایل رو گذاشتیم شام کنسرو لوبیا خوردیم و حدود ۷ شب از خونه زدیم بیرون .با تراموا یک راست رفتیم ونیز از وسط دریا هم رد شدیم.
من بار دوم بود ونیز رو میدیدم و همسر بار اول.همسر خیلی خیلی خوشش اومده بود و میگفت چقدر قشنگه.هر شهری که می رفتیم میگفت این از شهر قبلیه بهتره.خخخ
میخواستیم کشتی سوار بشیم که گفتیم بهتره بزاریم برای فردا که هوا روشن باشه یکم تو کوچه پس کوچه های قشنگش قدم زدیم و چون تراموا ۱۲ شد تعطیل میشد برگشتیم .اینم چند تا عکس
شب خوابیدیم و صبح دوش گرفتیم وسایل رو جمع کردیم و ساعت ۱۰ از خونه زدیم بیرون و رفتیم ونیز .چمدون ها رو به لاگیج استوریج یا همون امانات خودمون سپردم و رفتیم قایق سواری.ساعت ۳ بلیط داشتیم برای میلان.خیلی قایق سواری بهمون نچسبید استرس برگشت رو داشتیم.فقط رفتیم یک جا ناهار خوردیم همسر پیتزا گرفت و من یک نمونه سالاد که همچی داشت از کلم برکلی و سیب زمینی و...
یکم که خوردم با همسر عوض کردیم.چشمتون روز بد نبینه که همسر فهمید سالاد هشت پاست دیگه نتونستیم ادامه بدیم و اومدیم بیرون.
دیدیم قیمتش گرون بود اما نمیدونستیم دلیل چیه.پیتزاش ۵ یورو البته یک اسلایس بود و اون سالاد ۱۰ یورو بود.
خلاصه که غذا نخورده رفتیم سوار قطار شدیم و حرکت کردیم به سوی میلان پایتخت مد اروپا
با قطاری رفتیم ناپولی که ۳۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت داشت اون ها رویاهای ما رو زندگی میکنن.
یک ساعته رسیدیم هم قطار عالی بود هم مسیر جذاب.
توی همه قطار ها هم پریز برای شارژ موبایل هست هم اینترنت رایگان.
اونم با این مسافت های کوتاه .اما قیمت قطار از اتوبوس هاشون خیلی بیشتره و حتی بیشتر اوقات از هواپیما.
اما هواپیما بدون بار هست و اگر بخوای بار بخری گرون در میاد اما اگر یک کوله داشته باشی به صرفه هست که با هواپیما بری.خلاصه که آپشن زیاد داری حتی برای همون قطار میتونی با سرعت های مختلف با قیمت های مختلف بخری.به تمام مقصد های مختلف.خودشون با کانکت های مختلف بهت میدن ترکیبی حتی ممکنه قسمتیش رو با اتوبوس براتون ترکیب کنن طوری که کمترین معطلی رو داشته باشی.
رسیدیم ناپولی . گوگل کردیم جاهای دیدنیش رو .بازاری داشت که خیلی معروف بود پر از توریست و مغازه و رستوران
برای ناهار هم شنیده بودیم که پیتزایی معروفی داره باز هم با مپ تونستیم خیلی راحت برسیم رستوران معروفش.
این رستوران چیزی حدود 160 سال قدمت داشت و حتی عکس جد پدریشون که موسس رستوران هم بود زده بودن.خیلی خیلی شلوغ بود و صف سفارشش طولانی
پیتزاش خیلی باب میل ما نبود فقظ نونش روی هیزم پخت میشد که خوب خوشمزه بود.زیاد هم معطل شدیم تا سفارشمون رو اوردن که موقع حساب کردن من بهشون گفتم هیچ رقمه انگلیسی نفهمیدن با گوگل ترنسلیت به ایتالیایی بهشون نشون دادم که فقط گفتن sorry دوتا پیتزا با طمع مارگاریتا و یک چیز دیگه بود که الان یادم نیست قیمتشون هم شد 12 یورو.
از رستوران که اومدیم بیرون هوا واقعا گرم و شرجی شده بود.اصلا قابل تحمل نبود باز هم با مپ گشتیم و اتوبوسی رو پیدا کردیم که بره لب ساحل.
یکی از مشکلاتی که داشتیم خرید بلیط اتوبوس و مترو بود خودشون همه رو انلاین میخرن و ما باید میگشتیم جاهایی و یا دستگاه هایی رو پیدا میکردیم که پول نقد قبول می کردن چون توی کارتمون خیلی پول نبود.
رفتیم لب ساحل و حیرت زده شدیم دو تا کشتی کروز وایستاده بودن و مردم اروم اروم سوار میشدن.ابهتی داشت.درست مثل یک برج روی آب.
راستش ما اول سفر میخواستیم یکی از این کشتی ها رو بوک کنیم تو سایتش مشخصاتمون رو وارد کردیم و گفتن بهتون خبر میدیم بعد ایمیل زدن که چون ایرانی هستین متاسفانه نمیتونیم براتون بوک کنیم. باید رزیدنت جایی دیگه باشین و اکانت بانکی داشته باشین که ما هیچ کدوم رو نداشتیم و قضیه فیصله شد اما الان داشتیم از نزدیک میدیدیم.
یکم عکس گرفتیم و رفتیم جایی که شنا میکردن همسر کمی شنا کرد و کمی از شهر عکس گرفتیم واقعا شهر زیبایی بود.
و رفتیم که دوباره با اتوبوس برگردیم رم.علایم سرماخوردگی و بی حالی داشتم و خیلی خیلی خسته بودم پاهام هم آبله زده بود .کل مسیر رو خوابیدم.
فردا قرار بود رم رو ترک کنیم و بریم ونیز زیبا
روز دوم صبح زود بیدارشدیم تا هوا سردتر هست بریم بیرون
هواشناسی ایتالیا هشدار گرما داده بود البته که ماکزیمم ۳۶ درجه بود اما هم شرجی بود هم باید بیشتر روز رو پیاده و یا توی افتاب راه میرفتیم.
فقط خوبیه ایتالیا این بود که شیر آب توی همه خیابوناش داشت و ابش عجیب سرد بود. رفتیم سمت مکان های تاریخی.بلیط اتوبوس هم ۲۴ ساعته خریدیم که راحت باشیم.
کولوسئوم رو دیدم که قیمت بلیطش هم نفری ۱۸ یورو بود.واقعا هم زیبا بود .تا ساعت ۲ بیرون بودیم و دیگه داشتیم کلافه میشدیم با اتوبوس دوباره برگشتیم خونه و بالاخره پاستاها رو خوردیم خیلی هم خوشمزه بود و میگفت که به سبک دوستش که ایتالیایی هست درست کرده.راستی شب قبلش هندوانه خوردیم و اصلا دیگه شام نخوردیم و پاستا موند برای امروز.
دیدن آدم های متفاوت که هر کدوم با وسیله نقلیه های جور و واجور رفت و آمد میکنن واقعا قشنگه.
هر چقدر نرم افزار های مختلف نصب کردیم نتونستیم اسکوترهای برقی کرایه ای رو سوار بشیم .وسیله ای که راحت یک سوم شهر باهاش رفت و امد می کردن.
برای رم سه شب خونه گرفته بودیم.یعنی فقط فرداش وقت داشتیم که قرار بود بریم واتیکان.کوچکترین کشور دنیا داخل ایتالیا با سرود ملی و پرچم و سیاست جدا.
جمعیت واتیکان ۱۰۰۰ نفر هست که اغلب مسیحی هستن و پر از کلیسا هست و مادر روحانی و پدر روحانی زیاد میبینید.کلی هم توریست داره.
دور تا دورش هم مثل قلعه ها دیوار داره.
باور نمیکنید اگر بگم صف خرید بلیط بازدید از کلیساهاش چند صد متر بود؟؟؟
اونم زیر افتاب و توی گرما
یکم داخل واتیکان گشتیم دائم بطریهامون رو پر از آب میکردیم و میخوردیم .یکم میوه و بیسکوییت هم همراهمون بود.
ساعت دو سه بود که برگشتیم خونه.ناهار خوردیم و خوابیدیم.
بعدازظهر هم رفتیم لب رودخونه و تا شب همون سمت بودیم و تماشا میکردیم.
قرار شد یک شب دیگه هم بمونیم رم و فردا صبحش بدون وسایلمون و با یک کوله رفتیم سمت ناپولی یکی از شهرهای ساحلی ایتالیا.