parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

سوییس رویایی روز هشتم

صبح ساعت 4 و نیم بیدار شدیم وسایل رو جمع کردیم با مترو نیم ساعت تا ترمینال بود اما مترو ساعت یک ربع به شش باز میکرد و اگر درست پیش میرفتیم شش و ربع میرسیدیم و شش ونیم هم حرکت بود.خیلی ریسکی بود.ما 5 و ربع جلوی مترو بودیم اما بسته بود.استرس جا موندن داشتیم مخصوصا اینکه محیط ناشناخته هست و تا بخای جای اتوبوس رو پیدا کنیم ممکن بود دیر بشه.

در حال دو دوتا چهار تا بودیم که یک تاکسی جلومون نگه داشت و گفت تاکسی.رفتم باهاش صحبت کردم جایی که میرفتیم رو روی نقشه نشون دادم گفت بیرون شهره و 40 یورو میگیره.با 35 تا اوکی شد و سوار شدیم.20 دقیقه بعد ترمینال بودیم.

منتظر شدیم خبری از اتوبوس نشد.حدود یک ربع به هفت تازه اتوبوس پیداش شد.یعنی اگر با مترو میومدیم راحت میرسیدیم.

با نیم ساعت تاخیر 7 حرکت کرد.بعد از نیم ساعت یک جا نگه داشت برای صبحانه.فروشگاه بسیار قشنگی بود دو تا بسته شیک پاستا خریدیم دوباره سوار شدیم و حرکت کرد.

مسیر بینهایت سرسبز رویایی و زیبا بود دقیقا شبیه کارتون های بچگی.شبیه دهکده هایدی

گوشی از دست من و همسر نمیوفتاد بس که مناظر دیدنی بود.رویایی بود اصلا. اینقدر مناظر زیبا بود که باعث شد اولین پست اینستاگرامم بشه مناظر زیبای سوییس


از مرز که رد شدیم پیامکی برای من و همسر اومد که ایتالیایی بود اما فهمیدیم  اینترنتمون کار نمیکنه و در واقع اون سیم کارت توی سوییس جواب نمیداد.

یکم استرس داشتیم چجوری هتل رو که توی یک دهکده به فاصله 10 کیلومتری سوییس هست رو پیدا کنیم .سریع سیم کارت ایران رو روشن کردم و به خواهر گفتم که ایمیل بزنه که چرا سیم کارت کار نمیکنه .اخه این سیم کارت کل اروپا انتن داره و 10 یورو شارژ میکنی یک ماه اینترنت و مکالمه نامحدود داره.

بعد از چند دقیقه خواهر زنگ زد که سوییس جز شینگن هست ولی جز اتحادیه اروپا نیست به همین دلیل سیم کارت جواب نمیده.اتوبوس رسید به مقصد پیاده شدیم نمیدونستیم چیکار باید کنیم یک نفر اونجا بود ازش پرسیدیم گفت سیم کارت sunrise بخرید از مغازه هایی با همین نام. اینترنت نداشتیم که سرچ کنیم از روی نقشه فهمیدیم که راه اهن زوریخ هم همینجاست حدس زدیم احتمالا اونجا اینترنت داره و حتما این مغازه هم هست.رفتیم داخل ایستگاه راه آهن.

هوا هم عالی وبهاری بود. بعد از گرمای طولانی حالا این هوا مثل بهشت بود.

همسر یک جا با چمدون ها منتظر شد و منم رفتم دنبال خرید سیم کارت .ناگهان یک توریست اینفورمیشن دیدم رفتم داخل بهش گفتم ما سیم کارتمون کار نمیکنه و سیم کارت سان رایز میخایم از کجا بخریم. با خوشروترین حالت ممکن و با لبخندی که لحظه ای محو نمیشد .توضیح داد که این سیم کارتی که میخای گرونه خودمون یک سیم کارتی داریم که بسته به تعداد روزهایی که میمونید شارژ میشه سیم کارت مجازی هست و من برای یک روز با 4 فرانک سیم کارتی فعال کردم.راستی واحد پولش هم کلا فرق میکرد و فرانک بود که کمی از یورو بالاتر بود.

از روی نقشه کاغذی تمام جاهای دیدنی شهر رو برام مشخص کرد با توضیحات کامل و دراخر هم گفت امیدوارم بهتون خوش بگذره.راستی موقع درخواست سیم کارت کشور محل اقامت رو میخواست که خوب طبق معمول ایران جزوشون نبود که خود اون دختر ادرس خودش رو زد

از این همه کمک با نهایت مهربونی ذوق زده شدم برگشتم پیش همسر هتل رو چک کردیم و راه افتادیم به سمتش.

یکم از شهر دور بود ولی تا خود هتل اتوبوس و قطار داشت.

هتل در یک دهکده رویایی بود چشممون از دیدن این همه سرسبزی به وجد اومده بود.خوشحال شدیم که هتل رو اینجا انتخاب کرده بودیم.

در هتل رو پیدا نمیکردیم که باز هم یک خانم مهربون سریع اومد بیرون و ما رو راهنمایی کرد داخل.

چمدون ها رو گذاشتیم یکم خوراکی برداشتیم و دوباره اومدیم داخل شهر.

شهر بی نهایت زیبا .اطراف رودخونه همه چیز بود شنا میکردن.آواز میخوندن .می رقصیدن. استراحت میکردن .کشتی سواری میکردن و خلاصه همه چیز بود.کلی هم رستوران بود. این بار همسر یکم حال نداشت.فکر کنید کاپشن پوشیده بود. اما هوا بهاری بود.

یکم دور زدیم لذت بردیم  یکم هم میوه و لیمو ترش خریدم که با عسل بدم همسر و ساعت 12 برگشتیم هتل.

هتلمون هم بسیار عالی بود.زوریخ و کلا سوییس به نسبت ایتالیا و حتی آلمان خیلی کشوری گرونی هست.هزینه یک شب هتلمون معادل دو شب در آلمان بود.

صبح بیدار شدیم خیلی وقت نداشتیم یکم رفتیم اطراف دهکده لذت بردیم عکس گرفتیم چمدون ها رو برداشتیم و رفتیم راه آهن .از سوییس زیبا خداحافظی کردیم .تصمیم گرفتیم حتما یک دفعه دیگه بیایم و رفتیم به مقصد بعدی دوسلدورف آلمان.

اینجا قطارمون رو در یک مقصدی باید ظرف 10 دقیقه چینج میکردیم یکم ترس داشت با وسایل نشه که با توجه به اینکه توی مانیتور قطار سکوی قطار بعدی رو زد به راحتی انجام شد وقتی وارد مرز آلمان شدیم پلیس ها وارد قطار شدن و پاسپورت و ویزامون رو چک کردن .یکم چایی و شیرینی و میوه خوردیم و بعد از سه ساعت رسیدیم دوسلدورف.

مناظر زیبا همچنان ادامه داشتن.

عکس ها در پست بعدی

نظرات 2 + ارسال نظر
زهرا چهارشنبه 7 شهریور 1403 ساعت 10:19

خوشحالم بهتون خوش گذشته

ممنونم عزیزم. از معدود سفرها بود

شبنم سه‌شنبه 6 شهریور 1403 ساعت 19:34

ممنون برامون عکس می ذارید
اون روزنامه عکس خودتون بود؟

خواهش میکنم
بله خودمون هستیم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد