-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1404 11:02
دست و دلم به هیچ کاری نمیره نه کتاب میخونم نه تمرین های زبان رو انجام میدم کارم شد اسکرول کردن و دنبال اخبار گشتن. کاش تموم شه این کابوس
-
مادربزرگ
دوشنبه 8 دی 1404 15:20
مادربزرگ پدری رو خیلی دوست دارم.(مادر پدرم)دیشب خواب دیدم دستش شکسته.صبح به مامان گفتم .گفت داریم میریم خونشون بهش سر بزنیم و گس وات خبر داد دستش سوخته بدجور هم سوخته
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 دی 1404 10:42
دوباره جناب الف حس بیمار بودن اومد سراغش و ما راهی مطب دکتر شدیم . به نظرم دکتر گوارش خیلی خوبی بود و همون موقع تشخیص داد تو چیزیت نیست فقط حساسی. ولی چون پولیپ داشتی دوباره اندو و کولونوسکوپی بشی بهتره.بیمارستان نیکان اقدسیه اینکار رو انجام میداد و ما برای پنج شنبه وقت گرفتیم اول وقت ساعت 7 صبح بیمارستان بودیم و نگم...
-
بیمه سامان
چهارشنبه 3 دی 1404 08:57
اردیبهشت گذشته زمان بیمه تکمیلی من تموم میشد مبلغ ۷ تومن ریختم بابت تمدیدش.چند روز و بعد چندماهی گذشت هر چقدر پیگیری کردم که چرا صادر نمیشه هر روز یک بهانه ای اوردن که در مرحله صدور هست و فلان و بهمان. مردادماه بود که دیگه بعد از کلی تماس گفتن که بیمه افزایش ۱۰۰ درصدی داشته و باید ۷ تومن دیگه بدی. کلی بحث و دعوا که ۴...
-
یلدا
یکشنبه 30 آذر 1404 19:25
امشب عجیب دلم مهمونی میخواست ولی هیج جا نبود که بریم وسط هفته هم بود و نمیشد پیش خانواده هامون بریم.در سکوت ترین حالت ممکن داره میگذره. امیدوارم به همه خوش بگذره. یلداتون مبارک
-
روز چهارم و پایان
دوشنبه 24 آذر 1404 12:05
روز چهارم صبح از خواب بلند شدیم صبحانه خوردیم وسایل رو جمع کردیم و ساعت ۱۰ رفتیم اتاق رو تحویل دادیم وسایلمون رو هم همون جا گذاشتیم تا بعدا بریم برداریم. رفتیم سمت مسجد ایاصوفیه.قبلا رایگان بود ولی الان نفری ۲۵ یورو بود که دیگه ما داخلش نرفتیم یکم همون دور و بر گشتیم .اینم مسجد سلطان احمد یا مسجد آبی استانبول یکم از...
-
روز سوم
دوشنبه 24 آذر 1404 11:47
روز سوم قرار بود بریم فروشگاه های اوت لت که تخفیف دار هستن و قیمت اجناس مناسب تر. ادرس رو پیدا کردیم قرار بود دو تا اتوبوس مختلف سوار شدیم اولی رو سوار شدیم و مقصد پیاده شدیم .مسیر هم بسیار طولانی بود حدود ۳۱ ایستگاه. برای اتوبوس دوم هر چقدر صبر کردیم نیومد.از یک نفر سوال کردیم شماره اتوبوس دیگه ای بهمون داد.با اون...
-
روز دوم
یکشنبه 23 آذر 1404 11:36
ساعت ۸ و نیم بیدار شدیم ولی هوا تاریک تاریک بود همون روز اول یک استانبول کارت خریدیم که شارژش میکردیم و باهاش بلیط اتوبوس و مترو رو پرداخت میکردیم.خوبیش این بود دوتاییمون میتونستیم ازش استفاده کنیم و مثل تهران نبود که نشه یک کارت رو برای دو نفر زد. امروز قرار بوداون ماموریت کاری انجام بشه .ادرسش رو پیدا کردیم و رفتیم...
-
روز اول سفر
جمعه 21 آذر 1404 19:23
روز اول ساعت کوک کردیم و یک ربع به ۴ صبح بیدارشدیم سریع اماده شدیم اسنپ گرفتیم و رفتیم فرودگاه امام حدود ۵ رسیدیم ۷ هم پروازمون بود خیلی سریع کارت پرواز گرفتیم از گیت رد شدیم و سوار هواپیما شدیم.بلیط رفتمون بدون بار بود و فقط میتونستیم ۵ کیلو داخل کابین ببریم نفری یک کوله گرفته بودیم که برای ۴ روز اندازه بود.قیمت بلیط...
-
سفر
سهشنبه 18 آذر 1404 09:51
به جای عمان داریم میریم ترکیه. فردا صبح(چهارشنبه) میریم و شنبه شب برمیگردیم. امیدوارم هوا خیلی سرد نباشه. از دیروز گلودرد دارم و خودم رو بستم به قرص و شربت تا سرپا بمونم.
-
اخر هفته
شنبه 15 آذر 1404 08:54
کتاب بیگانه البرت کامو بی نظیر بود فیلم one battle after another خوب بود تئاتر ایرج زهره ،منوچهر کنسرت نمایشی از اشعار ایرج میرزا بی نظیر بود
-
ویزیت
سهشنبه 11 آذر 1404 15:12
دو تا دکتری که همیشه حداقل برای ۳ هفته بعد نوبت میدادن برای همون روز بهم نوبت دادن .حتی یکیشون برای اخر وقت بود روز قبلش زنگ زد وقت هامون پر نشده میتونی زودتر بیای خیلی عجیب بود برام یعنی مردم کمتر مریض میشن؟؟؟خداکنه اینطور باشه
-
روزمرگی
دوشنبه 10 آذر 1404 13:55
نه که اتفاق خاصی نیوفتاده باشه اما نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن نمیرفت. هفته پیش ،هفته پر استرسی بود.شنبه که با وقت کاشت مو برادر جان شروع شد به اصرارمن.همسر که راضی نشد بره اما برادر رفت هرچند که بانک خوبی نداشت ولی راضیش کردیم یکبار امتحان کنه.فعلا که چیزی مشخص نیست هنوز ولی به شدت موهای کم و طاسی زیاد داشت تا...
-
بلاک
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:33
برای اولین بار از همه جا بلاکش کردم.بالای ۷ بار زنگ زده بود نه برای منت کشی ،کار داشت.اخرش به خواهرم زنگ زده بود گفته بود بگو بهم زنگ بزنه
-
تکه هایی از یک کل منسجم
پنجشنبه 22 آبان 1404 17:35
بی نظیر بود از خط به خطش لذت بردم.