-
ری اکشن
دوشنبه 27 بهمن 1404 14:56
شما رو نمیدونم ولی پاسخ من به خشم نفرت بی توجهی و عصبانیت، خستگی، فقط گریه هست.
-
مهمون
شنبه 18 بهمن 1404 12:27
در این اوضاعی که حال و حوصله خودم رو هم ندارم مهمون راه دور قراره برام بیاد
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 بهمن 1404 11:41
روزگار میگذره همراه با ترس خشم اضطراب و تمام احساسات بدی که میشه داشت. همونطور که شادی حس موندگاری نیست این احساسات هم میگذرن. کلا بازار گرد غم پاشیده شده اصلا مشخص نیست که ۵۰ روز به عیده. گرچه خاطرات خوبی از بهمن و اسفند ندارم اما حال و هواش رو همیشه دوست داشتم.
-
کار
پنجشنبه 2 بهمن 1404 08:23
این چند روز شرکت خیلی تق و لق بود مرخصی بدون حقوق دادن.عملا یک شرکت بازرگانی بدون تعامل با خارج هیچ کاری نمیتونه پیش ببره.فعلا پروژه ها متوقف هست.امیدوارم زیاد طول نکشه که دیگه واقعا چرخ به گل نشسته اقتصاد فرونپاشه.
-
بی شرفان
سهشنبه 30 دی 1404 09:13
چیزهایی شنیدم این یکی دو روز که اوج رذالت و بی شرفی شون رو میرسونه.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 دی 1404 15:47
ما مشکل اقتصادی نداریم درامد کافی و اموال به اندازه کافی برای خانواده دونفره مون.اما از دیشب انقدر گریه کردم به حال مردمی که به حدی دستشون تنگه که به هر کاری دست میزنن. امیدوارم امید و شادی به زندگی هامون برگرده
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1404 11:02
دست و دلم به هیچ کاری نمیره نه کتاب میخونم نه تمرین های زبان رو انجام میدم کارم شد اسکرول کردن و دنبال اخبار گشتن. کاش تموم شه این کابوس
-
مادربزرگ
دوشنبه 8 دی 1404 15:20
مادربزرگ پدری رو خیلی دوست دارم.(مادر پدرم)دیشب خواب دیدم دستش شکسته.صبح به مامان گفتم .گفت داریم میریم خونشون بهش سر بزنیم و گس وات خبر داد دستش سوخته بدجور هم سوخته
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 دی 1404 10:42
دوباره جناب الف حس بیمار بودن اومد سراغش و ما راهی مطب دکتر شدیم . به نظرم دکتر گوارش خیلی خوبی بود و همون موقع تشخیص داد تو چیزیت نیست فقط حساسی. ولی چون پولیپ داشتی دوباره اندو و کولونوسکوپی بشی بهتره.بیمارستان نیکان اقدسیه اینکار رو انجام میداد و ما برای پنج شنبه وقت گرفتیم اول وقت ساعت 7 صبح بیمارستان بودیم و نگم...
-
بیمه سامان
چهارشنبه 3 دی 1404 08:57
اردیبهشت گذشته زمان بیمه تکمیلی من تموم میشد مبلغ ۷ تومن ریختم بابت تمدیدش.چند روز و بعد چندماهی گذشت هر چقدر پیگیری کردم که چرا صادر نمیشه هر روز یک بهانه ای اوردن که در مرحله صدور هست و فلان و بهمان. مردادماه بود که دیگه بعد از کلی تماس گفتن که بیمه افزایش ۱۰۰ درصدی داشته و باید ۷ تومن دیگه بدی. کلی بحث و دعوا که ۴...
-
یلدا
یکشنبه 30 آذر 1404 19:25
امشب عجیب دلم مهمونی میخواست ولی هیج جا نبود که بریم وسط هفته هم بود و نمیشد پیش خانواده هامون بریم.در سکوت ترین حالت ممکن داره میگذره. امیدوارم به همه خوش بگذره. یلداتون مبارک
-
روز چهارم و پایان
دوشنبه 24 آذر 1404 12:05
روز چهارم صبح از خواب بلند شدیم صبحانه خوردیم وسایل رو جمع کردیم و ساعت ۱۰ رفتیم اتاق رو تحویل دادیم وسایلمون رو هم همون جا گذاشتیم تا بعدا بریم برداریم. رفتیم سمت مسجد ایاصوفیه.قبلا رایگان بود ولی الان نفری ۲۵ یورو بود که دیگه ما داخلش نرفتیم یکم همون دور و بر گشتیم .اینم مسجد سلطان احمد یا مسجد آبی استانبول یکم از...
-
روز سوم
دوشنبه 24 آذر 1404 11:47
روز سوم قرار بود بریم فروشگاه های اوت لت که تخفیف دار هستن و قیمت اجناس مناسب تر. ادرس رو پیدا کردیم قرار بود دو تا اتوبوس مختلف سوار شدیم اولی رو سوار شدیم و مقصد پیاده شدیم .مسیر هم بسیار طولانی بود حدود ۳۱ ایستگاه. برای اتوبوس دوم هر چقدر صبر کردیم نیومد.از یک نفر سوال کردیم شماره اتوبوس دیگه ای بهمون داد.با اون...
-
روز دوم
یکشنبه 23 آذر 1404 11:36
ساعت ۸ و نیم بیدار شدیم ولی هوا تاریک تاریک بود همون روز اول یک استانبول کارت خریدیم که شارژش میکردیم و باهاش بلیط اتوبوس و مترو رو پرداخت میکردیم.خوبیش این بود دوتاییمون میتونستیم ازش استفاده کنیم و مثل تهران نبود که نشه یک کارت رو برای دو نفر زد. امروز قرار بوداون ماموریت کاری انجام بشه .ادرسش رو پیدا کردیم و رفتیم...
-
روز اول سفر
جمعه 21 آذر 1404 19:23
روز اول ساعت کوک کردیم و یک ربع به ۴ صبح بیدارشدیم سریع اماده شدیم اسنپ گرفتیم و رفتیم فرودگاه امام حدود ۵ رسیدیم ۷ هم پروازمون بود خیلی سریع کارت پرواز گرفتیم از گیت رد شدیم و سوار هواپیما شدیم.بلیط رفتمون بدون بار بود و فقط میتونستیم ۵ کیلو داخل کابین ببریم نفری یک کوله گرفته بودیم که برای ۴ روز اندازه بود.قیمت بلیط...