ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سه شنبه 28 اسفند بود که راهی کرمان شدیم حدود 10 روزی اونجا بودیم و پنج شنبه 7 فروردین برگشتیم. یکم زیاد بود به نظرم.
اما کرمان بی نهایت قشنگه در بهار.اگر نرفتین حتما برید .پر از مسافر با هوای بهاری.البته امسال که کلا همه جا بهار بود و داره تابستان کم کم از راه میرسه.
جمعه و شنبه خونه بودیم و یکشنبه صبح راهی ولایت من شدیم و دیروز برگشتیم.13 به در هم با دو سه تا خانواده رفتیم بیرون که خوب بود فقط شب نشسته بودیم که متوجه شدم گردنبندم نیست هر چی توی لباسام و کیفم و خونه رو گشتیم پیدا نکردیم تصمیم گرفتیم فرداش اول وقت بریم و جایی که نشسته بودیم رو بگردیم.احتمالش خیلی کم بود پیدا بشه اون هم توی روز 13 به در که همه جا شلوغه و پر از آدم.
فردا ساعت 7 صبح دوباره رفتیم جایی که دیروزش رفتیم و خداروشکر پیداش کردم نمیدونم چجوری قفلش باز شده بود و افتاده بودحتی قسمتیش کامل زیر خاک رفته بود اما پیدا شد.شب به خواهر ها و خانواده بابت پیدا شدنش شام دادم.نمیدونم جدیدا چرا زیاد وسایل گم میکنم.
برگشت هم جاده بی نهایت شلوغ بود و پر از پلیس.
یک کار قشنگی که پلیس راهور انجام داده بود این بود که چندین جا برای خوردن قهوه و نسکافه و چایی به صورت رایگان گذاشته بود و حتی تابلو هم از چند کیلومتریش گذاشته بودن که مردم توقف کنن و خستگی در کنن.