parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

آغاز یک پایان

هیچ وقت فکر نمی کردم روزی چنین وبلاگی بسازم برای فرشته ایی که فقط دو سال و هشت ماه مهمون زمین بود حتی روزی که فهمیدم کلیه های نازنینش قرار نیست خیلی باهاش همراه باشن.همون زمان هم من به تنها چیزی که فکر میکردم خوب شدنش بود ولی زهی خیال باطل

حالا من و موندم و دردی که جگرمون رو می سوزونه من باید این هفته سه سالگیش رو جشن میگرفتم ولی ...

الان باید برم سرخاکش

خدایا کمی صبر فقط کمی این که چیز زیادی نیست......

نظرات 3 + ارسال نظر
نسرین چهارشنبه 17 بهمن 1403 ساعت 22:26 https://yakroozeno.blogsky.com/

شما خوبید؟
خیلی وقته ننوشتید. توصیه می کنم بیشتر بنویسید. تراپی خوبیه

بله خداروشکر،ممنون
من که پست قبلیم برای چند روز قبله
بله تراپیه خوبیه به شرطی که بشه خودت باشی و تمام حس و حالت رو بدون ترس از قضاوت شدن بگی ولی متاسفانه خیلی نمیشه
شما چطورید ؟

غ ـ ـز ل شنبه 13 مرداد 1403 ساعت 23:13 https://life-time.blogsky.com/

وای چه دردناک
چه رنجی کشیدید

عزیزم منظورم خودمون نبود مسافرایی که مهاجر بودن و تو فرودگاه با گریه از هم جدا میشدن رو گفتم

نسرین سه‌شنبه 10 خرداد 1401 ساعت 10:43 https://yakroozeno.blogsky.com/

خدای من! خیلی خیلی ناراحت شدم. واقعاً متاسفم

ممنونم نسرین جان

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد