ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
یادم نمیاد که تو وبلاگم نوشتم یا نه که به چندین مدرسه سرزدم برای تدریس که تقریبا تمامی اونها ناامیدم کردن و گفتن نیرو لازم ندارن
حالا در این دوهفته ایی که نبودم از مدرسه ای تماس گرفتن و پیغام گذاشتن که باهاشون تماس بگیرم
حالا من مرددم نمیدونم باید چیکار کنم دلایلی دارم که منو از کار کردن منصرف میکنه و همین طور دلایل زیادی برای کارکردن.
این که باید دنبال ازمایش باشم و در رفت و آمد به تهران.دوری از خانواده.عملا با کار کردن اون هم در مدرسه نمی تونم مرخصی بگیرم و باید قید این دو را بزنم
از طرفی حالا که یک سال و نیم از رفتن دخترم گذشته و ما کاری نکردیم.بیکاری هم خیلی اذیتمم میکنه و ادمی نیستم که بخام درجا بزنم.
سه روزه اومدم و هنوز نتونستم خودم رو قانع کنم و برم مدرسه و باهاشون صحبت کنم
خدایا چم شده منی که اینقدر روزگاری برای کار پیدا کردن نذر و نیاز میکردم و عاشق معلمی پس چرا دارم این فرصت رو از دست میدم
خیلی مرددم کاش کسی بود که راه درست رو نشونم میداد
//////////////////////////
پی نوشت: با توصیه همه ی دوستای خوبم رفتم ولی متاسفانه دیر رفته بودم و نیرو گرفته بودن.الان که از دست دادم خیلی غبطه میخورم که چه کار خوبی بود با تایم زمانی کم و روزهای 5 شنبه تعطیل....اما خیلی خیلی خوشحالم و احساس سبکی میکنم از اینکه خودم باعث نشدم که این موقعیت رو از خودم بگیرم
ممنون دوستای خوبم که خیلی خوب راهنماییم کردین بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد