ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
اهم اتفاقات
۱_برادر جان سربازیش تمام شد و رسما ازیش ما رفت حدود15 ماهی مهمونمون بود و جاش خیلی خالیه اما خوشحالم که تمام شده و میتونه الان برای ایندش تصمیم بگیره امیدوارم که شغل دلخواهش رو هم پیدا کنه
۲- جلسه ای که پست قبلی در موردش گفتم موفقیت آمیز بود و وام رو تایید کردن وای که چقدر خوشحال شدم که تونستم از عهدش بر بیام
۳-دلم میخاد به ما کارمندان بخش خصوصی هم دورکاری یا حداقل کاهش ساعت کاری بدن چرا ما جز استثناعاتیم.به چند استراحت در منزل به شدت نیازمندم
۴-چقدر الان رفتن در طبیعت و راه رفتن روی برگهای پاییزی دلچسبه.کاش میشد رفت...از کی من این همه عاشق پاییز شدم؟؟؟من که با شروع پاییز و زود تاریک شدن هوا عجیب دلگیر میشدم!!!!!!!!°