ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ساده شدم نشستم شب با وجود اینکه همسر نبود فیلم ترسناک دیدم وسط فیلم خاموش کردم ولی اون کرم درون غلقلکم داد که بابا چیزی نیست بزن بقیش رو ببین دوباره زدم ادامه فیلم و با صحنه ای وحشناک تر روبرو شدم و دوباره خاموش کردم.
بعد از قطع فیلم گفتم یکم تلویزیون ببینم فیش انتن تلویزیون و ماه..وارمون یکی هست و برای دیدن هر کدوم باید سوکتش رو زد.سوکت تلویزیون رو زدم و تا سرم رو برگردوندم در اومده بود دوباره سوکتش رو زدم و باز دوباره در اومد.دیگه خیلی وحشت کرده بودم.شروع کردم به کتاب خوندن و حواس خودم رو پرت کردن ولی دیشب با چراغی که تا صبح روشن بود خوابیدم.
ولی از شما چه پنهون امروز تا هوا روشنه میخام برم بقیش رو ببینم
بعدا نوشت:وحشتناکتری از اونی بود که فکر میکردم بازم نتونستم تا اخر ببینم