ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
راستش تقریبا سه ماهی هست که همسر شاید روی هم رفته یک هفته هم خونه نبوده و دایم سر پروژه ها این شهر و اون شهر رفته و از۴ فروردین تا الان هنوز اراکه،من که تا13اونجا بودم و برگشتم اما ایشون هنوز هم کارش تموم نشده اخر هفته قبل قرار بود با یکی از همکارانش جاشون رو عوض کنن که همکار مذکور کرونا گرفته .وقتی همسر گفت نمیام خیلی ناراحت شدم همون لحظه بلیط گرفتم و گفتم من میام و بعدازظهر بعد از شرکت مستقیم رفتم ترمینال و بعد هم اراک و جمعه برگشتم.
وقتی بر میگشتم عجیب دلتنگش شده بودم وعجیب دل نازک توی ترمینال هر چقدر سعی میکردم خودم رو کنترل کنم اشکهام گوله گوله میریخت و اصلا اصلا تحت کنترل من نبود البته که همسر نبود حتی وقتی بهش زنگ زدم که بگم سوار شدم هم نتونستم خودم رو کنترل کنم و سریع قطع کردم که نفهمه و بیشتر از این اذیت نشه،تنهایی کار زیاد و دوری کافیه براش
الان هم .....
از کی من این همه دلتنگ شدم.
راستش روزهای اول که میرفت زیاد ناراحت نبودم فکر میکردم چقدر کار عقب افتاده دارم که الان وقتشه انجام بدم ولی الان فقط دوست دارم برگرده من هم خسته شدم از تنهایی.
با وجود شرایط و درامد خوب اما این دوری و کار و مشغله زیاد گاهی من رو تا مرز پشیمونی برای از دست دادن شرایط قبلی میبره.
گاهی میگم کاش من سرکار نبودم که حداقل باهاش میرفتم یا گاهی به سرم میزنه کارم رو ول کنم اما....
خاطره نوشت:اون قدیما هر وقت از شهر خودم برمیگشتم توی راه همش اشکم سرازیر بود و بابت دوری از خانواده گریه میکردم.بعدها که دختر کوچولو اومد نه به خاطر دلتنگی خودم بلکه به خاطر دلتنگی دخترک از خانوادم و دلتنگی خانواده ازدوری تنها نوشون ناراحت بودم و گریه میکردم.
بعدها بعد از رفتن فرشتمون فهمیدم دلتنگی چیزی فراتر از همه اینهاست و اون وقت بود که فهمیدم دلتنگی یعنی دلت پر بزنه برا یک نفر ولی فقط عکسش تنها چیزیه که باید باهاس سر کنی.
خدایا عجیب دلتنگم امروز برای هر دوتاشون برای پدر و دختر
سلام عزیزم
راست میگی دلتنگی برای بچه جنسش اصلا فرق داره
سلام طیبه جان.
بله دقیقا
سلام اجی خوبی نمیدونم چی بگم ان شاءالله درست میشه همه چی
سلام ممنون