ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
تا روز سه شنبه هم معلوم نبود میریم یا نه. ولی من وسایلمون رو اماده کرده بودم.همسر ساعت 4 اومد خونه و خوابید.قرار شد بریم چهارشنبه هم مامان اینا از سمت خودشون میومدن. اما نمیدونستیم جاده شلوغه یا نه چند بار مسیر یاب ها رو چک کردیم 141 زنگ زدیم و یهویی ساعت 9 شب تصمیم گرفتیم بریم و شب رو هم توی مسیر بخوابیم.
با سلام و صلوات راه افتادیم یک جاهایی شلوغ بود جاده اما ترافیکش روون بود ساعت 12 شب رسیدیم فیروزکوه و تصمیم گرفتیم شب رو همون جا توی چادر بخوابیم.
هوا خیلی سرد بود با کاپشن هایی که برای روز مبادا توی ماشین گذاشته بودیم و پتو توی چادر باز هم سرما رو حس میکردیم. صبح ساعت 6 تصمیم گرفتیم به مسیر ادامه بدیم حدود یک ساعت تا مقصد که پارک جنگلی جوارم بود راه داشتم. هنوز سوار ماشین نشده بودیم که اس ام اس کشف حج-اب اومد و به دنبال اون توقیف 15 روزه ماشین.
به حدی اعصاب من بهم ریخته بود که حد نداشت اونقدر هوا سرد بود که اصلا نمیشد حجاب نداشت و ما اصلا سوار ماشین نبودیم .اما من فهمیدم که پراید سواری که تمام مدت چشمش به کارهای ما و هرزگی خودش بود این کار رو کرده بود.خلاصه دست به عصا از ترس توقیف ماشین رفتیم تا رسیدیم جنگل.هوا دیگه گرم و شرجی شده بود .تصمیم گرفتیم حالا که تا اینجا اومدیم بریم ساری و کنار دریا.
نسیم خنکی که از دریا میزد عالی بود اما شرجی و گرم هم بود.از رستوران های کنار دریا ماهی خوردیم که چون چند باری امتحان کردیم میدونستیم عالیه.
ودوباره برگشتیم پارک جنگلی .مامان اینا و خانواده عمو هم اومدن و ما دو شب رو در این کلبه های زیبا و پرارامش با صدای پرندگان سر کردیم و جمعه برگشتیم.اما در راه برگشت دوباره اون پیام کذایی و اعصاب خورد کن اومد و ما هم به هیچ جامون حساب نکردیم.
هفته رویایی بود .دلم میخاد برگردم به روزهایی که غذاها و کارهایی که باید تا قبل از اومدن خانواده انجام میدادم رو می نوشتم و لحظه شماری میکردم برای اومدنشون.....
عکسها در ادامه
سلام.چقد زیبا و زنده
سلام .خوشحالم که دوباره مینویسی ریحانه جان
سلام چه جای زیبایی .میشه اسم اقامتگاه رو بگین؟مرسی
سلام توی متن نوشته بودم ،کبله های جنگلی جوارم.توی اینترنت شماره رزروشون هست.