parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

روز دهم دوسلدورف آلمان

از زوریخ تا دوسلدورف با قطار چیزی حدود چهار ساعت بود یعنی از یک کشور تا یک کشور دیگه 4 ساعت.

مسیر همچنان جذاب بود مخصوصا اینکه از کنار رودخونه راین می گذشت .پر آب و سرسبز.


بعداز ظهر رسیدیم هتلمون تا راه اهنشون حدود 10 دقیقه پیاده بود .راحت رسیدیم.هتل عالی بود دوشب با صبحانه گرفته بودیم.ریسپشن پرسید از ایران اومدین گفتیم بله گفت من آذربایجانی هستم و خواهرم ایران زندگی میکنه میدان رسالت تهران.همسرش ایرانی هست.برامون جالب بود.

اینم صبحانه هتل که باز هم مسئولش یک دختر جون ایرانی بود



رفتیم توی اتاق و همسر چون یکم حالت سرماخوردگی داشت خوابید .من دوش گرفتم و تنها زدم بیرون که هم ناهار بگیرم و هم قرص جوشان از داروخونه تا شاید همسر بهتر بشه.

یک مغازه ترکی پیدا کردم که دونر داشت تا واردش شدم گفت فارسی گفتم بله و شروع کرد فارسی حرف زدن.

گفت کی اومدین گفتم برای تفریح اومدیم 

-پس یورو ها رو خرج کن دیگه

+شما درامدتون یورویی هست ما ریال میگیریم

-ما یورو میگیریم و یورویی هم باید خرج کنیم

+الان ایران همه هزینه ها یورویی شده درامد هنوز ریالی .پس بازم وضع شما بهتره

از هم خداحافظی کردیم برای همسر هم از مک دونالد ساندویچ گرفتم .قرص جوشان هم خریدم و برگشتم.همسر بیدار شده بود ناهار خوردیم و قرص خورد و همون اطراف یکم دور زدیم و برگشتیم.

دوسلدورف پر از ایرانی بود همه جا فارسی صحبت میکردن.راه به راه ایرانی میدیدی و اصلا حس غربت نداشتی.

فرداش رفتیم از هتل بیرون و کنار رودخانه راین.پرسیدیم که میشه با کشتی تا کلن رفت که گفتن نه فقط با قطار میشه. دوسلدورف تا کلن 20 دقیقه فاصله داره.

یک چیزی که خوبه اینکه سیستم قطارهاشون مثل متروی ماست به همون راحتی و در دسترسی میتونی از شهری به شهر دیگه یا حتی به کشورهای دیگه سفر کرد یعنی 5 دقیقه قبل حرکت هم میتونی بلیط بخری.مثل مترو صندلیت مشخص نیست اگر جا بود میشینی اگر نبود باید وایستی. اگر بخای میتونی پول بیشتر بدی و جا رزرو کنی.

یک کشتی تفریحی بود که به ما گفت میتونید سوارشید توی رودخانه دور میزنه. سوار شدیم حتی داخل کشتی هم ایرانی بود.

نمای رودخونه از داخل کشتی


هوا هم مثل سوییس عالی بود. بعد از اون هم رفتیم بازار.چقدر میوه و سبزیجات متنوعی بود و کنارش هم پر از رستوران.غذاها رو نگاه کردیم و از بین اون همه رستوران یکی که به نظرمون قابل خوردن تر بود انتخاب کردیم غذا هم عالی بود اما گرون. دونفری 28 یورو چیزی معادل یک  میلیون و هشتصد ما.خدایا این ریال چیه.



اینم غذامون


بعداز ناهار اومدیم خونه یکم استراحت کردیم و بعدازظهر دوباره اومدیم بیرون.مغازه های خوب و جالبی داشت شهر هم به نظرم قشنگ بود دیر ناهار خورده بودیم دیگه شام نخوردیم و رفتیم بخوابیم که فردا یعنی شنبه 20 مرداد ساعت 8 و نیم بلیط داشتیم به سمت هلند .میخواستیم دو سه روزی پیش دوستانمون در هلند مقصد نهایی سفرمون باشیم



اینم ماشین برقی ای که توی خیابان داشت شارژ میشد

 


نظرات 2 + ارسال نظر
ربولی حسن کور یکشنبه 11 شهریور 1403 ساعت 07:47 http://rezasr2.blogsky.com

سلام
با خوندن این سفرنامه دیگه روم نمیشه سفرنامه خودمونو بنویسم!
واقعا سفر خیلی خوبی رفتین. خوشحالم که بهتون خوش گذشته.

نفرمایید اقای دکتر،ما هم از همین کشورهای همسایه خودمون شروع کردیم.کم کم پیچ و خم کار دستمون اومد.
ممنونم
منم امیدوارم به شما خیلی خیلی خوش بگذره

مبینا پنج‌شنبه 8 شهریور 1403 ساعت 22:51

چه جالب .میگن المان ایرانی خیییلی زیاده . ولی ایتالیا اینطوری نیست .
چقد خوبه که انگلیسیتون اینقد خوبه و کاراتونو خودتون به راحتی راه میندازین .

بله ما هم شنیده بودیم ولی در این حجم فکر نمیکردیم باشه.ایتالیا با اینکه شرایط دانشجوییش راحت تره اما اصلا اینطوری نبود
توی کشورهایی که انگلیسی زبان اولشون نیست خیلی راحت تره.اما در کشورهای انگلیسی زبان ممکنه اینقدر راحت نباشه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد