parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

دپرسانه

در پایین ترین سطح انرژی خودم هستم.طوری که امروز نزدیک خونه برای شرکت کار داشتم.انجام دادم اومدم خونه گریه کردم دوباره برگشتم سرکار.

گاهی قوی بودن خیلی دردناک.....


بعدا نوشت:زنگ زدم به خواهرم صداش گرفته بود میگم چی شده میگه اینترویو دااشتم نتونستم وصل بشم گریه کردم.

گاهی دلیل گریه هامون همینقدر خنده داره

نظرات 2 + ارسال نظر
طلا بانو چهارشنبه 18 مهر 1403 ساعت 13:37 http://ourgreenlife.blogfa.com/

منم این چند روز در همین حالت بودم. هی میرفتم سر کار، هی میرفتم میشستم یه گوشه گریه میکردم. چقدر زندگی سخت شده. ایشالله برا هممون آسون شه. خدا دستمون را بگیره و قشنگ زندگی کنیم.

وبلاگتون رو تا حدودی خوندم.به نظرم با وجود همچین تغییری چون مهاجرت دلیل اضطراب و گریه شما کاملا طبیعی هست.براتون بهترین ها رو میخوام .امیدوارم مهاجرت براتون شروع یک زندگی سرشار از آرامش و شادی باشه

monparnass سه‌شنبه 17 مهر 1403 ساعت 18:35 http://monparnass.blogsky.com

" اومدم خونه گریه کردم دوباره برگشتم سرکار"

خوش بحال شما خانومها

علی رغم همه مشکلات و
سختی هایی که بخاطر جنسیت خودتون تحمل می کنین
این مزیت رو هم دارین که با
گریه کردن تسکین پیدا می کنین .

ما مردها در شرایط استرس و
فشار مشکلات چکار باید بکنیم ؟
از بچگی به ما گفتند:
مرد که گریه نمی کنه
فکر کنم چاره اش برای ما عصبانی شدن
و خالی کردن دق دل
رو سر یکی دیگه هست !!!

خداروشکر بالاخره یک چیزی پیدا شد شما مردها به ما حسودی کنید
ولی خدایی گریه خوبه تمرین کنید حتی شده در خلوت
اون عصبانی شدنه و خالی کردن رو سر یکی دیگه تلفاتش بیشترها

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد