parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

دیروز اخرین واحد از آپارتمانمون هم تهران رو ترک کردن و فقط نگهبانمون مونده بود که اونم دیشب گفت من میترسم و اگر اشکال نداره چند روزی برم و بعد برگردم که گفتم برو.

امیدوارم وقتی برمیگردیم خونه و زندگی هممون سرجاش باشه 

جنگ

 صداها انقدر زیاد بود که ترجیح دادیم فرار کنیم و از تهران اومدیم بیرون.


تجربه

شنیدن جمله" نگران نباش ،درستش میکنم/می کنیم " از زبان اقایان برای خانم ها خیلی خیلی شیرینه.حتی اگر خانم مطمئن باشه که کاری از دست پارتنرش ساخته نیست.

ماشین

برای بار پنجم پیام کشف ح جاب گرفتیم و باید ماشین  ۲ هفته توقیف فیزیکی بشه.اما مشکلی نیست من باز هم روسری نمیپوشم.

سفر شمال

خوب با اعمال شاقه راهی مسافرت شدیم خود همسر تاکید داشت رانندگی کن تا جات راحت تر باشه و خوب قسمت زیادی رو من رانندگی کردم.

دوشنبه شب یک کلبه در کنار سد لفور گرفتیم با چشم اندازی بی نظیر از جنگل


سه شنبه هم راهی ساری شدیم .

چیزی که تا امروز خیلی به چشم من اومده عقب نشینی اسف بار دریای خزر هست از یکی دو سال پیش تا الان چیزی حدود ۴ الی ۵ متر غثعقب رفته طوری که جاهایی که برای شنا تعبیه کرده بودن حالا چندین متر با لب دریا فاصله گرفته.


فردا هم هستیم و جمعه برمیگردیم.به بدی که فکر میکردم نبود ولی دوست دارم زودتر برگردم.به شدت فکری و جسمی خسته ام