parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

کار

این چند روز شرکت خیلی تق و لق بود مرخصی بدون حقوق دادن.عملا یک شرکت بازرگانی بدون تعامل با خارج هیچ کاری نمیتونه پیش ببره.فعلا پروژه ها متوقف هست.امیدوارم زیاد طول نکشه که دیگه واقعا چرخ به گل نشسته اقتصاد فرونپاشه.

بی شرفان

چیزهایی شنیدم این یکی دو روز که اوج رذالت و بی شرفی شون رو میرسونه.

ما مشکل اقتصادی نداریم درامد کافی و اموال به اندازه کافی برای خانواده دونفره مون.اما از دیشب انقدر گریه کردم به حال مردمی که به حدی دستشون تنگه که به هر کاری دست میزنن.

امیدوارم امید و شادی به زندگی هامون برگرده


دست و دلم به هیچ کاری نمیره نه کتاب میخونم نه تمرین های زبان رو انجام میدم کارم شد اسکرول کردن و دنبال اخبار گشتن.

کاش تموم شه این کابوس

مادربزرگ

مادربزرگ پدری رو خیلی دوست دارم.(مادر پدرم)دیشب خواب دیدم دستش شکسته.صبح به مامان گفتم .گفت داریم میریم خونشون بهش سر بزنیم و گس وات

خبر داد دستش سوخته بدجور هم سوخته