-
دوباره
چهارشنبه 25 تیر 1399 09:20
و دوباره25 تیر سالروز تولد فرشتمون..... امسال هشت سالت تموم شد و وارد نهمین سال شدی تولدت مبارک فرشته آسمونی من پی نوشت:عجیب این چند روز دلم میخواست بود و بغلش میکردم و یک دل سیر نگاهش میکردم و دوباره میرفت
-
سرو سامون
سهشنبه 24 تیر 1399 10:31
اخر هفته مامان و ابجی ها اومدن و به داد من دست تنها رسیدن که اگه نمیومدن قطعا تموم نمیشد و من هنوز درگیر بودم البته که هنوز ریزه کاری ها همچنان باقی مونده.البته مامان دچار کمردرد شد و چون دیسک داره نتونست کاری کنه و استراحت میکرد البته که من هم ازش انتظاری دارم توی این سن و سال بخواد برای من هم انرژی بزاره.اما نگم...
-
جابجایی
سهشنبه 17 تیر 1399 13:36
خداروشکر اسباب کشی انجام شد و توی خونه جدید مستقر شدیم هنوز نزدیک 90 درصد کارها باقیمونده و من فرصتی نداشتم که بتونم کارها رو جلو ببرم دو روز مرخصی گرفتم که عملا درگیر بانک و تحویل خونه قبلی به صاحبخونه بود که فرصت دیگه ای نموند تمام امیدم به آخر هفته هست البته که هیچ عجله ای ندارم.مامان و خواهر ها هم اخر هفته میان...
-
خرید
دوشنبه 9 تیر 1399 09:34
دلم یک خرید درست و حسابی و تابستونه میخاد ولی بودجش نیست خونه هم کلی وسیله نیاز داره فعلا اون تو اولویته.
-
اسباب کشی از رگ گردن به ما نزدیکتر است
دوشنبه 9 تیر 1399 09:31
خوب این چند وقت حسابی درگیر بودیم و هنوز هستیم.بعضی کابینت ها رو خالی کردم و بسته بندی شدن ولی هنوز قسمت اعظم ماجرا مونده.نه وقتش رو دارم نه راستش توانش رو که بسته بندی کنم.خونه جدید هم نزدیکه شاید بشه بدون کارای اضافه جابه جا شد فقط بدی ماجرا اینه که صاحبخونه ما پول پیشمون رو موقع تحویل خونه میده و فروشنده خونمون...
-
36 سالگی
دوشنبه 26 خرداد 1399 08:53
نمیدونم چرا روز تولدم هر کس بهم تبریک میگه بغض میکنم حتی با اس ام اس های بانکی.
-
نفسی راحت
سهشنبه 13 خرداد 1399 15:54
این چند وقتی که نبودم پر بود از استرس و اضطراب که بالاخره امروز با بدست آوردن کلی تجربه و تحمل کوهی از اضطراب قسمت اعظم راه رو طی کردیم. تا اونجا نوشتم که خونمون رو در شهرستان فروختیم و قرار شد ماشین طلاهام رو هم بفروشیم به اضافه یک وام بانکی سنگین بلکه بتونیم توی این شهر ما هم خونه دار بشیم.قیمتها لحظه ای بود و چند...
-
اشفتگی
سهشنبه 23 اردیبهشت 1399 09:27
روزهای آشفته بازاری رو در تمام جهات ما ایرانی ها داریم تجربه میکنیم.قیمت طلا بورس دلار خونه و ماشین داره به ناکجا آباد میره. پر از اضطرابیم هم من هم همسر خونمون رو فروختیم و حالا یا خونه مناسبی پیدا نمیکنیم یا اگه پیدا میشه به محض اوکی دادن فروشنده دبه میکنه و قیمت رو متری یکی دو میلیون میبره بالا. انصاف خیلی وقته رخت...
-
این ور سال
یکشنبه 31 فروردین 1399 16:54
سلام امیدوارم همگی با وجود همه سختیها و مشکلات و دغدغه ها سال خوبی رو شروع کرده باشید و همه به امید پایانی درخشان و سرشار از سلامتی و دل خوش سال رو بگذرونیم. راستش من تقریبا یک ماه سرکار نرفتم و در واقع تعطیل بودیم اما با وجود شرایط موجود و خصوصی بودن شرکت نمیدونم این ماه رو حقوق داریم یانه اما زندگی میگذره همسر فعلا...
-
پایان 98
پنجشنبه 29 اسفند 1398 21:50
و به آخرین نفس هاش رسیده امیدوارم سال 99برای هممون پر از سلاااااااامتی شادی و دل خوش باشه. روز و روزگارتون خوش سال نو همگی مبارک پی نوشت:فردا پنجمین سالگرد پرواز دختر کوچولوست
-
داداش کوچولو
چهارشنبه 28 اسفند 1398 13:21
داداشم داره اعزام میشه اراک برای کمک به کادر درمان برای همه شون و مخصوصا سربازایی که خیلی مظلومند خیلی خیلی دعا کنیم
-
No title
دوشنبه 26 اسفند 1398 15:13
قبلا توی وبلاگ گفته بودم که همسر یک سال مرخصی گرفته و توی این یکسال شغل دیگه ای رو دنبال میکنه و منتظر بود توی این یک سال به سرانجامی برسه که با این اوضاع فعلا همه چی معلقه.این یکسال مرخصی دیروز تموم شد و ایشون باید امروز سرکار میبودن.از اونجایی که ما نقل مکان کردیم در نتیجه ایشون امروز باید کرمان میبودن.دیشب پرواز...
-
اسفند 98
شنبه 24 اسفند 1398 13:12
میدونم این روزها بشدت حال دل هممون خوب نیست.این روزها خیلی واضح میشه فهمید که خوشبختی و سلامتی و شادی همه ما در گرو خوشبختی و شادی و سلامتی همه است نه تنها همه هموطنانمون بلکه همه انسانهای کره زمین هست.پسر یکی از دوستان پدر دو هفته ای بابت کرونا بیمارستان بستری بود.مردی که با وجود زن و زندگی و بچه وقتی هر کس تلفنی...
-
اسفند ماه
دوشنبه 12 اسفند 1398 11:28
این روزها که هوا واقعا بهاری شده همراه با بارون بهاری اما دلهای مردم کشورمون سایه سخت بیماری روش رو گرفته و اجازه نداده تا این لحظه از اومدن بهار لذت ببرن. امسال دیگه از اون شور و نشاط اخر سالی خبری نیست. حیف واقعا حیف الان میشد از اون وقتها باشه که تا آخر شب توی خیابونها و بازار ها باشی و از جنب و جوش مردم لذت ببری....
-
جون ما
یکشنبه 4 اسفند 1398 12:56
دیدین که بعضی هامیگن جون ادم ها در این کشور ارزش نداره.البته منظورشون اینه که از دیدگاه مسئولین ارزش نداره تا اینجا درست اما آیا جون خود ما برای خودمون ارزش داره یا نه؟ با توجه به آنچه من در این سی و چند سال دیدم اصلا و ابدا. کدوم کارگر ساختمانی تکنسین یا راننده یا هزاران شغل دیگه که رعایت کنن کلاه ایمنی بپوشن،درست...