parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

سورپرایز تولدانه

فردا تولد همسر جان هست و خوب مثل اکثر اوقات ماموریت هستن و رفتن خرمشهر

تصمیم داشتم امسال سورپرایزش کنم البته که دو دل بودم حالا میگم چرا

توی اینترنت ادرس وشماره  گل فروشی و شیرینی فروشی رو پیدا کردم و میخواستم سفارش بدم که فردا بعدازظهر با پیک ببرین جلوی مهمانسرا ،بماند که نمیدونستم دقیقا کجاست و فقط اسمی ازش شنیده بودم اما کاری نداشت ادرس دقیق گرفتن ازش.

سفارشات رو گذاشته بودم برای امروز بعدازظهر که مطمئن بشم همچنان کارشون تموم نشده و فردا هم هستن.

اما نزدیک ظهر عکس بلیطش رو برام فرستاد که فردا آخر شب برمیگرده.

اما دلیل دو دلیم این بود که همسر با دو تا از همکاران مجردش رفته و شاید جلوی اونها دوست نداشته باشه

در این چندین سالی که از زندگی مشترکمون گذشته شاید یکی دو بار همدیگه رو غافلگیر کردیم و خیلی اهل این جور کارها نبودیم اما همسر چند باری به زبون اورده که چرا منو سورپرایز نمیکنی جل الخالق مگه این کارو بیشتر مردا انجام نمیدن!!!!

باورکردنی نبود

با تمام دلهرها و استرس ها به لطف خدا و دعای دوستان با نهایت راحتی و زودتر از موعد چک پاس شد.

شاید این نوع معامله ها برای یکسری افراد روتین باشه و بی استرس اما برای ما مردم عادی که به قول قدیمی ها دوست داریم سرمون رو راحت روی بالشت بزاریم پرتنش هست.این شد که تصمیم گرفتیم حالا حالاهادیگه به فکر عوض کردن خونه نباشیم.

حالا مرحله سخت و نفس گیر اسباب کشی در پیش است.

راستی چرا بعضی ادم ها از این که کاری رو قانونی انجام بدی ناراحت میشن و بهشون برمیخورده و فکر میکنن بهشون اطمینان نداری در صورتی که اصلا طرف رو نمیشناسی و این قانونی انجام دادن کارها به نفع هر دو طرف هست.

برای تمام کسانی که مستاجر هستن از ته دل لذت خرید خونه رو آرزو میکنم و امیدوارم به زودی زود خونه آرزوهاشون رو بخرن.

هر چقدر میخام قسمت و حکمت رو از تفکراتم حذف کنم باز هم اتفاقاتی میوفته که تعریفش همون دو تا کلمه هست!!!


ادامه نگرانی ها

انگار این تشویش و نگرانی تمومی نداره خونمون فروش رفت خداروشکر اما با شرایط خاص

مشتری اول پسند کرده بود و قرار بود نشست بزاریم که مشتری دوم آشنا دراومد و حسابی خوشش اومد و سریع بیعانه داد که برای من نگه دارید اما اصلا شرایطش به ما نمیخوره و پول نقدی هم نداره.قراره خونه بفروشه ماشین بفروشه و یک سری کارهای دیگه تا به ماپول بده.این یعنی اینکه چیزی از نگرانی های ما کم نشده .چندین بار بهش تاکید کردیم که باید تا  تاریخ چکمون حسابمون پر بشه و اگر نشه ما جریمه سنگینی میدیم و اون قول داد که انجام بشه اما راستش ته دلمون قرص نیست و تا اون تاریخ همین طور نگرانی ها ادامه داره

نگرانی و تشویش

یادمه دو سال پیش که درگیر خرید خونه بودیم وقتی تمام اضطراب ها و کش و قوس هاش تموم شد با خودم عهد کردم که دیگه دنبال عوض کردن خونه نباشم و چه زود عهد شکستم

خونه جدید رو قولنامه کردیم در واقع بیشتر محلمون رو عوض کردیم نه اینکه فکر کنید اون بالاها رفتیم نه فقط به محل کارمون نزدیکتر شدیم. اما هنوز خونه خودمون فروش نرفته اخر ماه چک سنگینی داریم و در حال حاضر پولی توی حساب نداریم

چند شب هست من و همسر خواب و خوراک نداریم و خودمون رو لعنت میکنیم که عوض کردن خونه اخه چیکاری بود

تمام امیدمون اینه که در چند روز آینده خونمون فروش بره و اون معامله مون به هم نخوره اونم با  جریمه سنگین.

دوستان میشه دعا کنید خونمون فروش بره و چک مون پاس بشه


جابجایی

قصد داریم یک مقدار محل زندگیمون رو تغییر بدیم و به محله دیگه ای بریم تا همسر به شرکتشون نزدیکتر بشه .شرکتشون غرب تهرانه و خونمون شرق.تصمیم داریم بریم مرکز که هم من و هم همسربه محل کارمون  نزدیکتر بشیم اما....

وقتی قیمت خونه ها رو میبینیم دود از سرمون بلند میشه فکر کنید از دو ماه پیش تا الان متری ۲۰ میلیون توی این منطقه قیمت خونه ها گرونتر شده متری ۲۰ میلیون....

پروسه سخت نفس گیر و پر استرسی هست و بارها پشیمون شدیم.راستش دیگه تحمل حجم زیادی از استرس رو نداریم.

نمیدونم به سرانجام برسه یا نه 

جابجایی بین محله های تهران حکم جابجایی از این شهر به اون شهر رو داره