parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

parvazeyekfereshte

پرواز یک فرشته

خجالت کشیدم

روز یکشنبه هفته پیش بود که من رسیدم خونه.مادر شوهر اینا رفته بودن مسافرت و همسری تنها اونجا بود.تا شب من خونه خودمون بودم و شب همسری گفت بریم اونجا.من هم بدون هیچ حرفی رفتم چون فقط قرار بود یم روز اونجا بمونیم

روز سه شنبه هم مادر شوهر اینا رسیدن من هم خورشت سبزی بار گذاشته بودم

کلی برام سوغاتی اورده بودن و کلی تشکر بابت اینکه اونجا رفتم اینم عکس سوغاتی ها

ادکلن ها رو برادرشوهرم گرفته یکی برای من یکی هم برای همسری و بلوز رو هم پدر شوهر خریده.

وقتی این حجم کادو و تشکر رو دیدم شرمنده شدم بابت خبیث بودنم هرچند که واقعا سخته برام اونجا موندن و حتی برای دفعه بعد هم دوست ندارم اونجا بمونم اما از اون همه عصبانیتم که واقعا در حد انفجار بود خجالت کشیدم.....

رنج نامه 4

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

برگشت

همیشه شب قبل از اینکه برگردم از پیش خانواده بغض غریبی دارم.چندین و چند بار اشک هام جاری میشن و من به زور جلوشون رو میگیرم.اما امروز که توی راه برگشت هستم حالم بهتره.پدر و مادرای عزیز هیچ وقت نزارید بچتون به غریبی بره چه دخترش و چه پسرش .سخته خیلی سخت

یک تیر و دو نشان

دیروز بعد از ظهر با مامان و خواهرم رفتیم بیرون.به خاطر استقلال غوغا بود ولنتاین رو هم قاطیش کرده بودن .پسره یک خرس بزرگ اندازه خودش از ماشین اورده بود بیرون.فکر کنم عشقش سایزش بزرگه.نیشخند

وقتی به همسری میگم نمیدونست که رسم که بهم خرس کادو میدن.همسر من زیاد تو این خط ها نیست و زیادی ساده ست طفلک.البته که ما هیچ وقت ولنتاین رو بهم کادو نمیدیم چون به عنوان یک روز ایرانی قبول نداریم.اما بهم تبریک گفتیم.

رنج نامه 3

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.