ما برگشتیم
بعد از یک مسافرت طولانی،پر استرس پر از تجربه ما به خونه برگشتیم
در کل مسافرت خوبی بود پر از تجربه های جدید بود برای من و همسری
شب پرواز در فرودگاه امام مسئول پذیرش فرودگاه مقصد چمدون ما رو کشور دیگه ایی زده بود اشتباها (احتمالا یا خواب تشریف داشتن یا با همسرشون دعواشون شده بود)و وقتی ما رسیدیم مالزی خبری از چمدون نبود وقتی پیگیری کردیم فهمیدم چمدون هامون در مسقط پایتخت عمان هست و مجبور شدیم با اون انگلیسی نصفه ونیمه فرم پر کردیم و بعد از 4-5 روز چمدون ها رسید فکر کنید ما از ایرانی میرفتیم که زمستون هست و هوا سرد با لباس بافتنی و پالتو و وارد کشوری شدیم که عملا تابستون بود با هوایی شرجی و بسیار گرم...بدون لباس
انقدر از دست اون خانوم ناراحت بودم که قرار شد ازش شکایت کنیم
اما مالزی کشوری بسیار پیشرفته برخلاف تصور ایرانیان با مردمانی مهربان با ادب که به خاطر کوچکترین خرید ازت تشکر میکردن و باقیمانده پول رو دو دستی بهت برمیگردوندن
تمام مردم انگلیسی رو خوب خوب حرف میزدن و راحت با یک کلمه حرف زدن ما متوجه منظورمون میشدن
فرهنگ رانندگیشون هم که بیست
کشوری ازاد با مردمانی که همه جور لباسی می پوشیدن.عده ایی کاملا مذهبی و عده ای هم با تاپ و شلوارک در کنار همدیگر...کشوری که 5 بار در روز صدای اذان رو میشنوی ولی هیچ چیزش اجباری نیست
این جور مسافرت ها غم ادم رو زیاد میکنه چون وقتی مقایسه میکنی مردمی که تا 100 سال پیش در جنگل زندگی میکردن و حالا ارزوی توست که روزی به انها برسی...مردمی که رفتن به مک دونالد شاید یک ارزوشون باشه اما محرومن از خرید کردن با هر برندی که میخان تا خیلی چیزهای دیگه
غذاهای متفاوت زیادی رو امتحان کردیم .رستوران های مختلف رفتیم از رستوران های عربی تا مراکشی و غذاهای خیابونی مالزی .حتی جالب بود که وفتی رستوران مراکشی رفتیم اول فروردین به تقویم ایران بود و گارسون رستوران وقتی فهمید ایرانی هستیم عید ررو بهمون تبریک گفت .رستورانی که مال حلب سوریه بود و شاورما داشت که شبیه کباب ترکی بود اما خوشمزه تر و خیلی تند.البته من چند تایی کنسرو برده بودم که روزهایی که خیلی خسته بودیم و دوست داشتیم زودتر برگردیم هتل همون ها رو میخوردیم همراه با برنج که اون و هم مقداری برده بودم.اما حیف بود اون همه غذا رو تست نکنی .میوه هایی که در عمرمون اصلا ندیده بودیم و اصلا اسمشون رو هم یاد نگرفتیم.حتی پرتقال رو دونه ایی میفروختن و فرهنگی که برامون عجیب بود قسمت شیرین سفر هم خریدش بود که گاهی من تنهایی هم میرفتم.دوستان هندی هم پیدا کردیم که خیلی بامعرفت بودن.
دوتا عکس اول عکس هتلمون هست سویتی بسیار تمیز و شیک در مرکز شهر با قیمتی بسیار مناسب


این عکس هم نمایی از خیابون از تراس هتل.عکس بعدی فاصله بین ماشین ها و حرکت کردن بین خطوط رو خودتون ببینید



این هم انواع میوهای متفاوت که همشون رو دونه ای می فروختن



اما در برگشت چون با هواپییمایی عمان سفر میکردیم این هواپیمایی یک روز ویزای رایگان به همراه یک شب اقامت در هتل 5 ستاره این شهر همراه باغذا بهمون داد به خاطر جبران اشتباهی که ایران انجام داده بود..چیزی که در ایران برای هرکس تعریف کردیم شگفت زده شد که یک ایرلاین چه کارها که نمیکنه که نکنه یک مسافرش رو از دست بده واقعا تجارت جهانی به این میگن
خلاصه این طور شد که از خیر شکایت گذشتیم (البته اون هواپیمایی نمی دونست که ما همچین قصدی داریم)
سفری متفاوت بود با تمام سفرهایی که تا اون روز داشتیم.اگر قصد سفر رو دارین حتما مالزی رو بهتون پیشنهاد میکنم.پشیمون نمیشد.اگر هم مثل ما خودتون بدون تور برید که خرجتون نصف میشه.
فکر کنید اون عکس تله کابین که گذاشتم شهری بود در حدود 40 کیلومتری کوالالامپور که ما با بلیط رفت و برگشت و هزینه تله کابین دونفری حدود 50 هزار تومن شد در صورتی که کسانی که با تور اومده بودن نفری 50 دلار داده بودن یعنی در حدود 200 هزار تومن
به خودتون اعتماد داشته باشید و اگر کمی انگلیسی بلدید حتما حتما بدون تور برید هزینه سفر هم شاید از اندازه یک کیش رفتن داخل ایران باشه
هر وقت میام پیشت باورم نمیشه دخترم که تو رو این جا گذاشتم و خودم رفتم. مامان جان دو ساله که دیگه صدات تو خونون نمیپیچه.دو سال شد از زمانی که اخرین بوسه رو بر صورتت کردم و چقدر الان جات تو اغوشم خالیه. کاش الان تو هم بودی تا با تو میرفتیم مسافرت که در اون صورت لذتش برامون بینهایت بود هر وقت که درباره مالزی سرچ کردم و دیدم چقدر باغ انواع حیوانات داره دلم کباب شد.با خودم میگفتم اگه بودی چقدر با دیدن این همه حیوان ذوق میکردی ولی نشد مامان
خدا کنه جات انقدر خوب باشه که یک روز این دنیا هم یادت نیاد.بد جور نابودمون کردی عزیزم دو سال گذشت اما لحظه ای لحظه ای از خاطرم نرفتی و ذره ای ارومتر نشدم نسب به روز اول.منو ببخش که سالگردت پیشت نیستم ولی اگه اون سر دنیا هم باشم دلم و روحم و قلبم پیشته
رونیای عزیزم سالگرد اسمانی شدن مبارک مامان
این هفته هفته خیلی شلوغی بود برام دو روزش که ارایشگاه بودم.از موهام خیلی راضیم به نظرم قشنگ شده.بعدش هم یکسری مایحتاج بود که باید قبل عیدی میخریدم.امروز هم تولد پسر جاریم دعوتیم یک ساله شد فربد کوچولو
یک ساک برای کادوش با نمد درست کردم قشنگ شده به نظرم از دیروز کلا روش کار میکردم
کلا اسفند به نظر من می دود اصلا نفهمیدم چجوری گذشت
فردا شب هم به امید خدا راهی تهران میشیم شنبه پرواز داریم به سمت مالزی.تقریبا دو هفته ای رفت و برگشتمون میشه.
امیدوارم سال 96 پر از اتفاقات قشنگ توی زندگیهاتون باشه.دوستای گلم موقع سال تحویل من رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید برای همتون ارزوهای خیلی خیلی خوب دارم.
امیدوارم خاله ریزه عزیز سفر ارومی رو درپیش داشته باشه و در کنار همسرش و دخترش زندگی شادی داشته باشن
پریسای عزیز پسر کوچولوش رو سالم و سلامت در اغوش بگیره
مامان فاطمه سارا هر چه زودتر خبر سلامتی دخترش رو بشنوه
الهه عزیز روزهای توام با موفقیتی داشته باشه
اسما جون هم پسرکش رو سالم در اغوش بکشه
پری عزیزم پسرکش سلامت به دنیا بیاد و این اغازی باشه برای روزهای عاشقانش
مرضیه و سیمرغ عزیز تنها کسانی هستن از لیست دوستانم که در انتظار مادر شدنن.الهی سال 95 اخرین سال انتظارتون باشه
راضیه عزیز الهی ارامش به خونتون برگرده خیلی وقته چیزی ننوشتی
زهرای عزیزم ان شاالله که دخترت رو عروس کنی و زندگی شادی داشته باشی
و بقیه دوستانی که من میخونمشون اما شاید هرگز گذرشون به اینجا نیفته الهی به تمام ارزوهاتون برسین
****این طور تک تک ارزو کردن رو از خاله ریزه عزیز یاد گرفتم و چون خیلی باهاش حال کردم خودم هم این طور نوشتم
*****اول فرودین دومین سالگرد پرواز رونیای عزیزم هست و من امسال پیشش نیستم فردا به جاش میرم سرخاک و یک پست هم در این رابطه براش مینویسم
****معذرت دوستان اگر روزی پست هایی خوندین که حالتون رو خراب کرد
*****پیشاپیش سال نو همتون مبارک
1- به امید خدا داریم برای مسافرتی درچند روز اینده و ایام عید برنامه ریزی میکنیم.هیجان خاصی دارم .فکر کنم تجربه متفاوت و جالبی باشه.تصمیم گرفتیم از این به بعد پول هامون رو بیشتر صرف مسافرت کنیم
2- برای هفته بعد نوبت ارایشگاه گرفتم برای رنگ کردن موهام
3-خونه تکونیم هنوز تموم نشده و اصلی هاش مونده باید تا اخر این هفته تموم بشه
4-یکی از همکاران همسری که باهاشون رفت و امد خانوادگی داریم برام چند تا سنگ عقیق و فیروزه برش زدن.میخام بدم برام انگشتر درست کنن
5- تصمیم داشتم برای عید یخچال فریزر بخرم و یا فرش اما با توجه به مسافرت پیش رو باید موکول کنم به بعد