-
استارت
سهشنبه 1 خرداد 1397 10:12
یکی از دکترهایی که میخاستم برم برای 27 خرداد بهم نوبت داد درحال گشتن بهترین ها بودم که یک دکتر دیگه هم پیدا کردم و زنگ زدم از قضا گفت امروز کنسلی دارم اگه میتونی همین الان بیا و گرنه نوبت هامون برای تیرماه.منم سریع حاضر شدم و تا همسر خواب بود رفتم خیلی سریع رفتم تو هم منشی هم دکتر برخوردشون عالی بود .خانم دکتر یک ادم...
-
دکتریجات
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 11:32
بعد از اینکه برای معده دوباره رفتم دکتر تصمیم گرفتم دنبال یک دکتر زنان خوب هم بگردم و ازمایشات رو بهش نشون بدم و یک چکاپ برام بنویسه.خیلی توی اینترنت گشتم اما واقعا نمیدونم کدوما خوبن.همون دوتا دکتری هم که در بارداری قبلی رفته بودم جز خوبها بودن مثلا.یکیشون خیر سرش فوق تخصص جنین شناسی داره. یک دکتر رو انتخاب کردم و...
-
میفهمم
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 11:21
یادم میاد روزهای سال 91 هم همین اوضاع بود .دلار یک جهش خیلی زیاد داشت و همه رفته بودن سمت احتکار.اما چیزی که منو میترسوند جدا از هزینه های بالای دارو کمبودش بود .چند باری میشد که باید برای تهیه البومین خیلی از داروخونه ها رو میگشتیم و اخر باهزار تا اشنا دارو پیدا میکردیم حالا قیمت 70 هزار تومنیش که شده بود 200 هزار...
-
عباس
شنبه 15 اردیبهشت 1397 12:19
عباس پسرخاله مامانم هست وقتی که ده دوازده ساله بوده مادرش فوت میکنه پدرش دوباره ازدواج میکنه و یک برادر ناتنی داره.عباس از همون بچگی کار میکنه و درس میخونه خیلی به درس علاقه داشته وقتی که دیپلم میگیره(سال 50-51)با پولی که از کارکردنش جمع کرده بوده تصمیم میگیره که بره یک کشور خارجی و اونجا ادامه تحصیل بده .هند رو...
-
این روزها
شنبه 15 اردیبهشت 1397 12:03
یک هفته همسر نبود و من الاخون والاخون این ور و ان ور و خونه مادرشوهر.یکم خسته کننده بود چون اونا عادت دارن همیشه بیرون باشن و بگردن و من خیلی زود خسته میشم.خداروشکر اوضاع معده پس از قطع اون داروی وحشتناک بهتره.خیلی چیزای میخورم که اصلا قبلا دوست نداشتم مثل چای بابونه اب کرفس دمنوش بومادران و ....از سر اجباره امیدوارم...
-
حل و احوال من
شنبه 1 اردیبهشت 1397 13:38
خداروشکر چند روزیه که یکم بهتر شدم و حالت تهوع لعنتی کمتر شده.به معنای واقعی داشتم میمردم.انقدر حالم بد بود و بدنم ضعیف شده بود که دایم لرز داشتم و لقمه ای از گلوم پایین نمیرفت. دو سه روزی رفتیم خونه مادرشوهر شکر خدا یکم به اشتها اومدم و روبراه شدم.خداروشکر که حداقل اونا رو داریم در این شهر. نکته جالب ماجرا این بود که...
-
ژنتیک
شنبه 1 اردیبهشت 1397 13:32
اینجا یکم درباره ازمایشات ژنتیک و وضعیت خودمون میگم براتون هر انسان برای هر ژنی که داره دو تا کپی داره که یکیش رو از مادر میگیره و دیگری رو از پدرش(انسان بالغ بر 23000 ژن کشف شده داره). مثلا برای رنگ مو رنگ چشم،قد تا اندامهای داخلی همگی دوتا کپی از هر ژن داریم.یکسری بیماریهای غالب هستن که یعنی اگر یکی از اون دوتا کپی...
-
اوضاع ناخوش
دوشنبه 27 فروردین 1397 13:20
به خاطر عوارض داروها چنان دچار حالت تهوعی هستم که به زور دو قاشق غذا میخورم.فعلا اومدیم خونه مادرشوهرم.به زودی کامنت های پست قبل رو تایید میکنم
-
عزیزکم
پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:47
عااااااالی بود خواب دیشبم پر از حس های خوب و قشنگ.حتی توی خواب لذت میبردم.ممنون دخترکم
-
دکتر
سهشنبه 21 فروردین 1397 09:18
دیروز رفتم دکتر .گفت باید اندوسکوپی بشی.چون من ناهار دیر خورده بودم گفت برو نه شب بیا.شب با کلی استرس رفتم طوری که دستام میلرزید.خیلی سخت نبود قابل تحمل بود تشخیص زخم اثنی عشر و ورم معده داد.با کوهی از قرص برگشتم.فعلا که قرص ها خیلی اذیتم میکنن.تا ببینیم بعد چی میشه.دکتر میگفت با اینهمه درد چرا زودتر نیومدی. من طاقت...
-
برگشتن از تعطیلات
دوشنبه 20 فروردین 1397 16:14
خوب تعطیلات تموم شد و سال جدید آغاز شد و داره ماه اولش هم تموم میشه به همین سرعت عید خوب بود درکنار خانواده مخصوصا از اونجا که همسر هم اومد بهتر هم شد تقریبا 7 فروردین بود که در یک اقدام سورپرایزانه که از همسر معمولا بعیده اومد در حالیکه من فکر میکردم فرداش بیاد.کلا به مهمونی رفتن و مهمون داشتن گذشت .یکم قسمت مهمونی...
-
اخرین پست سال 96
یکشنبه 27 اسفند 1396 16:36
از روز 4 شنبه اومدم پیش خانوادهو همسر قراره سوم چهارم فروردین بیاد شاید هم دیرتر...اینجا همگی به نوعی درگیر ساختمان سازی هستن مخصوصا خان داداش.به مرجله کاشی و سرامیک . گچ رسیده اما هنوز خیلی مونده تا تکمیل بشه. خبر خاص دیگه ای نیست.قبل از اینکه بیام سه شنبه گل خریدم و بردم برای دخترم.یکم سنگ مزارش رو تمیز کردم و ازش...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 16 اسفند 1396 14:27
قبول دارید روزگار اصلا قشنگ نیست این که زندگی زیباست و این چرت و پرت ها هم فقط حرفه .چرا لحظات قشنگ هم داره زندگی اما همون لحظه هست و ماندگاری غم اونقدر زیاده که ادم هر چقدر تلاش میکنه نمیونه ازش دور بشه...نمیدونم فلسفه خدا از افرینش این جهان چی بوده.هر طرف نگاه میکنه زندگی هر کسی رو میبینی بالاخره چیزی داره که باعث...
-
نمیدونم چرا
سهشنبه 15 اسفند 1396 13:45
نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن نمیره خیلی هم حرف دارما.به زودی میام مینویسم
-
همه چیز از همه جا
پنجشنبه 26 بهمن 1396 10:38
این چند وقت روزهای خیلی شلوغی بودن یک هفته ای که همسر نبود و من بودم کلی وسیله تعمیری و کلی جاها که باید میرفتم یکیش بهزیستی بود برای اینکه ببینم چیزی از هزینه ازمایشمون رو میدن یانه .یکی دو هفته هست که دارم بالا و پایین میزنم کلی اشنا پیدا کردم ولی هنوز جوابی نگرفتم.فردا هم باید برم اگر اوکی شد که هیچ اگر نشه دیگه...