| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
از روز شنبه رسما دیگه پاره وقت و گاها دورکاری میکنم و به طبع حقوقم هم کم میشه اما همراه همسر بابت ادامه پروژشون امدم اراک،همسر صبح تا بعدازظهر میره سرکار و من هم در مهمانسرا به کارهایی که این چند وقت شاغل بودن اجازه انجامشون رو نمیداد و همچنین یکسری کارهای شرکت خودمون میرسم .ورزش رو هم دو سه روزه شروع کردم .راستش یک مقدار شکم اوردم که خیلی بابتش حرص میخورم به همین خاطر شروع به ورزش کردن نموده ام..خخخ
این روزها با توجه به وامی که گرفتیم و پولی که جمع کردیم تصمیم داشتیم ماشین بخریم اما اوضاع نابسامان کشور باعث شده فروشنده خیلی کم باشه سریع پشیمون بشه و یا قیمتهاشون رو حداقل ۳۰ تا ۴۰ میلیون بالا ببرن وافعا اینم کشوره ما داریم
به شدت دچار ناامیدی شدم این وضعیت مرگ و میر و کرونا اون از وضعیت اقتصادی و دلار و سکه که داره به ناکجا اباد میره وضعیت این همه جوون بیکار و ناامید که هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارن دیگه به چی میشه امیدوار بود.خداروشکر با توجه به این که دو نفریم و هزینه های خانواده های بچه دار رو نداریم مشکل مالی نداریم اما دیدن غم هم وطنانم به همون اندازه غصه دارم میکنه خدایا کی اوضاع میخاد درست بشه کی میخاد روزهای خوشی برای این مردم بیاد.همش غم و درد و مریضی و استرس.
خودشون که واکسن فایزر زدن و جیب پر پول دارن غمی هم ندارن
لعنت به همتون.....
وقتی استرس ها و غم ها رو اینجا مینویسم و با خواننده ها شریک میشم باید خوشحالی ها رو هم بنویسم
دو بار دو جای مختلف رفتم سونو بابت چک کردن کیست موجود که ۷ سانت بود
در کمال تعجب هر دو سونوگراف گفتن اثری از کیست نیست و هر دو بسیییاررر تعجب کرده بودن و میگفتن چیکار کردی که این کیست برطرف شده. کلی استرس ها و ترس ها م خداروشکر از بین رفت و همین طور دردهام.
اما کارهایی رو که کردم مینویسم شاید به درد کسی بخوره
اول از همه نتیجه دعای خیر دوستان ندیده ای بود که شرمنده کردن منو
دوم کلم برکلی توی سایت های مختلف مخصوصا نی نی سایت کلی زیرورو کردم تا اینکه فهمیدم کلم بروکلی خیلی خوبه برای کیست البته من چند روز بیشتر نخوردم
عسل رو هر صبح ناشتا خوردم
سیاه دونه و عسل هم دو سه بار
دمنوش بابونه و بومادرون هم اکثر شب ها
حالا اثر کدوم بود نمیدونم ولی معجزه بود
خونه مادرشوهر هستیم همه اینجا سید هستن جز من و جاری جان و مادرشوهر بقیه حدود8 -9 نفر دیگه سیدن
عید همگی مبارک
سال ۹۱ بود شب از کمردرد خوابم نبرد نمیدونستم دلیلش چیه حامله بودم اما هنوز یک ماهی تا زایمان مونده بود همسر تا صبح تخت خوابید البته گفت اگر حالت خوب نبود بیدارم کن.ساعت ۶صبح بیدارش کردم که پاشو بریم بیمارستان .وقتی رفتیم بیمارستان بعد از معاینه گفتن که درد زایمانه و ساعت ۹:۴۵دقیقه ۲۵ تیر ۹۱ دختر کوچولومون به دنیا اومد.
امسال هم حتما فرشته ها براش جشن تولد ۹ سالگی میگیرن.
امسال هم من از دیروز کمردرد دارم اما کمردرد امسالم به خاطر کیست هست.
یکی از خواهرها وکیلیه و پرونده هایی که جالب باشه رو برای بدون اسم و نشانی طرف تعریف میکنه(البته که ما اصلا نمیشناسیم اون ها و خواهر هم پرونده های آشنا رو اصلا به مانمیگه طوری که شده بعضی مواقع به مامان میگن ما رفتیم پیش دخترت بابت فلان کار و مامان میگه دخترم اصلا به مانمیگه
چند روز پیش پرونده جالبی رو تعریف کرد برای من ،منم به ذهنم رسید خوبه اینجا بگم هم تجربه ای هست برای بقیه هم فکر کنم جذاب باشه.یکی دیگه هم یادم اومد که توی یک پست دیگه مینویسم
از این به بعد خاطرات وکالت خواهر رو با همین عنوان براتون مینویسم
از زبان خواهر
یک خانمی با دو تا بچه اومد پیشم برای طلاق در واقع اول میخواست مهریه اش رو بگیره چون پدر و مادرش فوت کرده بودن و هیچ پولی هم نداشت این مهریه براش خیلی مهم بود که حداقل بتونه باهاش جایی بگیره
اومد پیشم و گفت که من هیچ پولی ندارم که بتونم به عنوان پیش پرداخت بهتون بدم اما اگر مهریه ام رو بگیرید بعدش میتونم باهاتون حساب کنم مهریه هم به اندازه سال تولد بود ۱۳۶۴
من قبول کردم که بدون پول شروع کنم راستش پرونده برام جذاب بود اول از همه بهترین راه حل توافق بود به شوهر سابق زنگ زدم و پیشنهاد۵۰۰
میلیونی دادم که به نظرم خیلی خوب بود.از اونجایی که طرف هم وکیل گرفته بود وکیل طرف این مبلغ رو قبول نکرد و گفت با سیصد میلیون راضی میشه که به نظر ما خیلی کم بود این شد که توافق صورت نگرفت و طرف قبل از اینکه ما رای به مصادره اموال بدیم تمام اموالش رو از نام خودش خارج میکنه این رو هم بگم که خیلی پولدار بوده .
از اونجایی که حق یک زن در حال ضایع شدن بود در این گیر ودار بابای طرف هم فوت میکنه و چون بابای طرف هم خیلی پولدار بوده کلی مال و اموال به شوهر سابق ارث میرسیده و میشد که این اموال توقیف بشن حکم توقیف اموال رو گرفتیم به همون نسبت که شوهر سابق سهم داشته.
اما شوهر سابق و خواهر و برادرها با هم تبانی میکنن و یک صلح نامه مینویسن با کمک وکیل مربوطه که به تاریخی که بابای طرف هنوز زنده بوده و دراون صلحنامه تمام اموال رو مثلا پدرصلح میکنه به یکی از خواهر ها.
با همین صلح نامه میرن تمام امول توقیفی رو خارج میکنن
هر چی ما میخواستیم بگیم که این صلح نامه مشکل داره میگفتین شما نمیتونی ایراد بگیرید چون به شما مربوط نمیشه
به موکل گفتم باید اماده شی بریم پیش رییس دادگستری و بهش یاد دادم چی بگه.
خودم هم گفتم این درسته که بخاد حق این زن اینطوری پایمال بشه خود رییس دادگستری هم میدونست که کار قاضی رفع توقیف اشتباه بوده اما میگفت نمیشه الان کاری کرد یکم صحبت کردیم و موکل گریه کرد و اومدیم بیرون و قرار بود اخر هفته رای نهایی بیاد وکیل طرف مقابل گفته بود اگر رای عوض بشه من پروانه وکالتم رو میبوسم میزارم کنار اینقدر که مطمئن بود همه چی به نفعشون هست
رییس دادگستری گفته بود نمیشه اما با قاضی صحبت کرده بود و صلح نامه ابطال و دوباره تمام اموال به اسم پدر شوهر درامد.
حالا من به شوهر سابق گفتم ما با یک میلیارد و نیم توافق میکنیم چون طمع کردی و له وکیلت هم بگو یادت هست درباره پروانه چی گفتی
اما موکل من کلی پیش من گریه کرد و دعا کرد و گفت تو بدون پول دست یک زن تنها و بی پول رو گرفتی امیدوارم هر چی میخای خدا بهت بده.
دعاش کلی برام ارزش داشت
این هم از داستان امروز.....