| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
خوب بعد از پروسه مهمونداری نوبت بیمارداری رسید .بابای یک فرشته برای یکسری کارها باید میرفت عراق و به دنبال اون تست پی سی ار لازم بود
کمی گلو درد داشت اما مشکل دیگه ای نبود در کمال تعجب تستش مثبت شد و بعد از آن علایم بیماری مثل تب و لرز و بدن درد و گلودرد ظاهر شد.
خلاصه که دو سه روزی هست خودمون رو بستیم به شلغم ویتامین سی و انواع دمنوش و سوپ .
پریروز همسر خونه بود و من سرکار بودم چون کار همسر پروژه ای هست روزهای زیادی پیش میاد که خونه باشه وقتی که کار خاصی نداشته باشه و یا لازم نباشه بره شرکت.
توی راه برگشت زنگ زد که کجایی گفتم توی راه دارم میام خونه ،گفت چی برام خریدی من
روز زن هست فکر کنم اشتباه گرفتی ،فرمودن نخیر الان خانم خونه منم و شما باید برام کادو بگیری
دیروز رو هم کلا کرج بود این بود که انتظار کادو خاصی ازش نداشتم مخصوصا اینکه گفته بود کار داره و دیر میاد و بابت این موضوع هم اصلا ناراحت نبودم
اما وقتی اومد خونه جعبه شیرینی و یک تابلو دستش بود که این شعر روش نوشته بود
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشق م و از هر دو جهان آزادم
پ.ن :خیلی چسبید
هفته قبل و این هفته درگیر مهمونداری هستم.در کنار خستگی هاش خوبه که خونمون شلوغ شده و سرگرم هستیم.
# خواهر داشتن نعمت بزرگی هست با همسر بیرون بودیم وقتی برگشتیم خونمون مثل دسته گل شده بود .
البته این که خیلی از اوقات خونه نیستیم هم بی تاثیر نیست.
از سفرهای زیاد و گشتن دور کشور گفتم ولی از معایب شغل بابای یک فرشته نگفتم.
بابت کاری من برگشتم تهران و همسر الان اراکه و نتیجه اینکه دوتامون یلدا رو در تنها ترین شکل ممکن بدون هیچ هندوانه و لبو و آجیل و بقیه مخلفات گذروندیم
امیدوارم همگی شب بی نظیری داشته باشید و زمستونی عااالی در پیش رو
یلداتون مبارک