-
جابجایی
شنبه 25 تیر 1401 10:52
قصد داریم یک مقدار محل زندگیمون رو تغییر بدیم و به محله دیگه ای بریم تا همسر به شرکتشون نزدیکتر بشه .شرکتشون غرب تهرانه و خونمون شرق.تصمیم داریم بریم مرکز که هم من و هم همسربه محل کارمون نزدیکتر بشیم اما.... وقتی قیمت خونه ها رو میبینیم دود از سرمون بلند میشه فکر کنید از دو ماه پیش تا الان متری ۲۰ میلیون توی این منطقه...
-
۲۵ تیرماه
شنبه 25 تیر 1401 10:45
دقیقا ده سال پیش بود و درست روز شنبه و همین ساعت که من و همسر برای اولین و اخرین بار مامان و بابا شدیم .دخترک زودتر از موقع به دنیا اومد .فرشته ما هم برای اومدن به این دنیا عجله داشت هم برای رفتن. باورم نمیشه اگر الان بود من مامان یک دختر ده ساله بودم و همزمان هفدهمین سالگرد ازدواجمون چقدر روزها و ماه ها و سالها زود...
-
یک روزایی...
پنجشنبه 16 تیر 1401 14:21
یک روزایی هست که دیگه فکر میکنی چیزی برای از دست دادن نداری و رسیدی ته خط.شاید تا دیروزش برات جور دیگه ای بوده اما گاهی چیزایی ثابت میشه که درد داره قبول کردنش درد داره باورش و امروز برای من یکی از همون روزاست چقدر خوبه که از خانواده م دورم
-
بهار در دل تابستان
پنجشنبه 9 تیر 1401 11:52
اومدیم زنجان انقدر هوا عااالی و بهاری هست که وصفش غیر ممکنه اونم بعداز گرمای ۴۰ درجه دیروز تهران
-
مترو-پل
پنجشنبه 26 خرداد 1401 23:55
اینم جدیدترین عکس از متروپل همسر رفته آبادان و خودش عکس گرفته
-
به وقت ۳۸ سالگی
پنجشنبه 26 خرداد 1401 22:11
نمیدونم روز تولد چرا یکجوری یک بغض فرو خورده.... تولد چند تا از خردادی های خانواده هفته پیش دسته جمعی با یک کیک خونگی و چند تا بادکنک برگزار شد امروز هم همسر نبود تا کادو اصلی رو ازش بگیرم موند برای بعدها اما خودم خودم رو ناهار مهمون کردم و برای خودم کادو گرفتم قسمت جالب ماجرا این بود که از کانون اتومبیلرانی تبریک...
-
گنبد جبلیه
چهارشنبه 18 خرداد 1401 20:18
یکی از بناهای تاریخی کرمان گنبد جبلیه هست که مربوط به 3500 سال پیشه و از شیر شتر به جای آب و سفیده تخم مرغ استفاده شده و به همین دلیل سالیان سال استقامت داشته و الان داخل آن به عنوان موزه استفاده میشه. به گفته اهالی، مقبره یکی از زرتشتیان هست
-
مدرک
سهشنبه 17 خرداد 1401 13:39
سال ۹۱ بود که ارشد قبول شدم فرشته کوچولومون دو ماهه بود.تقریبا ۸۰ درصد کلاس های ترم اول رو رفتم اما از انجا که خیلی درگیر دکتر و بیمارستان بودیم و دخترم خیلی بی تابی میکرد عطای ارشد رو به لقاش بخشیدم و بدون اینکه انصراف بدم ترک تحصیل کردم .بعد از پرواز فرشتمون یکی دوبار برای گرفتن مدرک کارشناسی که دانشگاه موقع ثبت نام...
-
تعارف
پنجشنبه 5 خرداد 1401 01:11
ما ایرانی ها حتما باید در رفتار و گفتارمون با آدم های دیگه تعارف داشته باشیم و حتی این جزیی از احترام و شخصیت و ادبمون شده.اما در واقعیت اینه که این رفتار تا حد زیادی باعث آزار هر دو طرف میشه یک مثال همونطور که پست قبل گفتم ساعت یک شب پرواز داشتیم از اهواز به تهران و ما بعدازظهر دور و بر ساعت ۶ حرکت کردم به سمت اهواز...
-
پایان سفر
سهشنبه 3 خرداد 1401 11:15
امشب سفر کاری تفریحی(قسمت کاریش خیلی بیشتربود ) تموم میشه و برای چند ساعت هم میریم اهواز که این شهر رو هم دیده باشیم اما قسمت پایانی سفر ناراحت کننده بود .باز هم ریزش ساختمان و باز هم کشته شدن یک عده مردم بیگناه.واقعا حجم ناراحتی اونقدر زیاده که هیچ حرفی به زبون نمیاد و همه شدیم سراسر بغض و خشم و نفرت.... دو سه روز...
-
آبادان
سهشنبه 27 اردیبهشت 1401 15:44
بین آبادان و خرمشهر حدود ۹ کیلومتر فاصله هست و در واقع این دو تا شهر میشه گفت به هم چسبیده هستن از نظر وسعت و جمعیت آبادان بزرگتر از خرمشهره و از داخل شهر آبادان چراغ ها و درختان عراق دیده میشه دلیل اینکه در دوران جنگ بیشتر به خرمشهر حمله شد و تصرف شد اینه که خرمشهر مرز خشکی هم با عراق داره اما این روزها هوای استان...
-
خونین شهر
یکشنبه 25 اردیبهشت 1401 17:50
اینجا خرمشهر و این هم کارونش با گرمایی ۳۶ درجه ساعت ۱۲ ظهر که تا ۴۲ درجه خواهد رسید این هم مرز ایران و عراق روی مپ
-
جاده
جمعه 16 اردیبهشت 1401 15:36
عجیب جاده شلوغه هیچ وقت اینقدر شلوغ ندیده بودم
-
مادربزرگ
جمعه 16 اردیبهشت 1401 15:26
مادربزرگ اخلاق و رفتار خاصی داره بسیار تمیز ،رک گو و خیلی افکار آپدیتی داره با اینکه سنش زیاده و از خونه بیرون نمیره مگر با ماشین، اما به شدت حتی توی این گرونی های اخیر قیمت تمام اجناس و حتی ملک رو راحت تخمین میزنه چند روزی که مادربزرگ بیمارستان بود اتفاقات خنده داری افتاد و جالب اینکه خودش برامون تعریف میکرد اولیش...
-
دلم خواست
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 09:26
امروز مامان جان مهمون دارن.عمه خانم از شمال اومدن به اتفاق دختر و دامادش و امروز مهمون مامان هستن.وقتی دیروز تصویری باهاشون صحبت میکردم و در تکاپو بودن دلم یکهو مهمونی خونه مامان رو خواست. من آدم وابسته ای نیستم و از اینکه دور ازشون زندگی میکنم ناراحت نیستم و میدونم این زندگی محاسن خودش رو داره و آدم رو مستقل بار...